هفته نامه گیلان بهتر – شماره 83- سه شنبه 11/7/1385
کیوان محمدی رئیس شورای مرکزی حزب اعتدال وتوسعه درگیلان:
ما همچنان بر سبیل اعتدالیم
سرویس سیاسی گیلان بهتر:حزب اعتدال وتوسعه به دلیل حضور دکترنوبخت به عنوان دبیرکل این حزب،درگیلان ازجمله احزاب مورد توجه محافل سیاسی است.حزب اعتدال وتوسعه نسبت نزدیکی با هاشمی رفسنجانی دارد.بسیاری معتقدند با توجه به قرابت بسیارزیاد اعتدال وتوسعه وحزب کارگزاران سازندگی ادغام این دوتشکل ضروری است.از آنجایی که حزب اعتدال وتوسعه درفضای سیاسی استان بازیگری فعال وتاحدی موثر است.برآن شدیم برای آشنایی بیشتربا افکار وخط و مشی این حزب گفتگویی با دکتر کیوان محمدی رئیس شورای مرکزی حزب اعتدال وتوسعه درگیلان انجام دهیم.
رئیس حزب اعتدال وتوسعه ازدعوت به گفتگوی مااستقبال نمودوباحوصله زیادکه ناشی ازطبع معلمی اوست به پرسش های ما پاسخ داد.کیوان محمدی از58تا 63 عضو سپاه پاسداران بود.اومدتی نیز دردفترسیاسی ستاد مرکزی سپاه به فعالیت پرداخت.محمدی سپس به جهاد دانشگاهی رفت وآنجا به عنوان مسئول تحقیقات علوم انسانی خدمت کرد.مدیر کل اجتماعی استانداری هرمزگان نیز درکارنامه او به چشم می خورد.البته پس از دوم خرداد76 محمدی توسط علی صوفی به مدیر کلی اموراجتماعی استانداری گیلان نیز رسید.دکتر محمدی در رشته «انسان شناسی فرهنگی»تحصیل کرده واکنون عضو هیات علمی واستاد دانشگاه گیلان است.گفتگوی گیلان بهتر با کیوان محمدی را می خوانید:
■ براساس تعاریف علمی احزاب به دودسته ی کلی یعنی احزاب توده گرا ونخبه گرا تقسیم می شوندحزب اعتدال وتوسعه ازکدام دسته می باشد؟
□ طبقه بندی فوق بیشترمهم ازآثارمقدس دوروژه است وی احزاب رابه سه دسته توده ای که درهایی بازبرای حزب طبقات مختلف دارند،احزاب کادتی،صنفی یا نخبه گرا که بیش از عضو گیری به عضویابی وجذب همفکران مناسب توجه دارندواحزاب فدایی که عموما حول محورشخصیتی کاریزماتیک(درنزدپیروان)جمع می شوند، تقسیم می کند.هرچند که طبقه بندی های جدیدتری توسط دانشمندانی نظیر ریگز،یاندا،رز،اروین وغیره به عمل آمده ولی اگر طبقه بندی مزبور را پایه قرار دهیم حزب اعتدال درزمره ی احزاب توده ای قرار می گیرد زیرا عضویت درآن آزاد بوده ومختص صنف یا طبقه ی خاصی نیست. اگردرخصوص جذب نیرو مشکلی وجود دارد بیشتر به توان مالی و تشکیلاتی حذب مربوط است نه ماهیت وخصلت ماهوی آن.
البته دراین جا بحث نظری هم وجودداردکه نوعی انتقادبه طبقه بندی دوروژه محسوب می شود، اصولا همه ی احزاب مقدمتا چاره ای جزتوجه به نخبگان سیاسی، قومی، و... ندارند.پس ازجذب تعداد مناسبی ازنخبگان، توان مناسب جهت فعالیت های توده ای ایجاد می شود .منتهی احزاب راست عموما به نخبگان اقتصادی، بوروکرات ها وتکنوکرات های رده بالا توجه دارند و احزاب چپ نظیرکمونیست ها وسوسیالیست ها به نخبگان طبقات وصنوف مختلف جامعه.عموما تشکل های چپ دنیا ریشه دراتحادیه های کارگری ودهقانی دارند.درایران ازگذشته دوران فقدان آگاهی طبقاتی وعدم وجود طبقه کارگر وکشاورز قوی،تشکیل احزاب چپ رابامشکل مواجه کرده است که به همین دلیل آنان نیزبه تکنوکرات ها وبوروکرات های بالقوه وجوان به عنوان پایگاهی مهم توجه می کنند.کادرمرکزی احزابی نظیر توده بیش از آنکه ریشه درطبقه کارگرراداشته باشند، تکنوکرات ها و بوروکرات ها بودند.به اعتقاد ما استفاده از چارچوبه های تحلیلی منبعث ازشرایط اجتماعی، اقتصادی وسیاسی اروپا وآمریکا دربعضی مواردقادربه توجیه معادلات کشورهای دیگرخصوصا کشورهای درحال توسعه نیست.اماحزب اعتدال به دوراز انحصارگرایی وبر مبنای اصل خدامحوری ومردم سالاری برای توسعه ایران اسلامی راهی جز اعتدال افزایش بلوغ سیاسی درفراروی ملت ایران نمی بیند،تلاش ما آن است که درچارچوب نظام وصرفا درجهت تقویت آن به سازماندهی علاقمندان به عرصه سیاست مبادرت کنیم.نیمی ازموفقیت مادرگروتلاش دوستان حزبی ونیم دیگربه درخواست ورشد سیاسی جامعه مربوط می شود.به نظرما اعتدال صرفا یک حزب نیست بلکه راهی ضروری برای جلوگیری ازعقب ماندگی و توسعه ایران است.
■ مساله ای که پس ازتاسیس حزب اعتدال وتوسعه ذهن من رابه خود مشغول نمود معنای سیاسی واژه ی اعتدال بوده است. به تعبیر روشن تر اگر اقتدارگرایان ودموکراسی خواهان رودر روی هم بایستنداعتدال درکدام سو قرارمی گیرداستبداد یا دموکراسی؟ آیا اعتدال برمعنای پایه ی لغوی اش به مفهوم میانه روی رفتاری نیست؟درنهایت اعتدال دررفتارمعنا ویا به معنای میانگین عقایدمختلف وحتی متضاد هم می باشد؟
□ قبل ازآنکه به این سوال پاسخ دهم لازم می دانم تعریف خودازاعتدال و خصوصا اعتدال سیاسی رابه طور واضح بیان کنم.به اعتقاد ما اعتدال یعنی رویه ای که طی آن همه نیروهای صادق ومعتقد به انقلاب وکیان ایران اسلامی درفرایند توسعه وآبادی کشور فرصت بروز استعدادها و شایستگی های خود را پیدا کنند صرفا یک چنین فرایندی است که بهترین ها،بهترین سرنوشت رابرای ایرانیان رقم خواهندزد.
متاسفانه دیدگاه های باندی(ونه حزبی)درادوار مختلف فرصت های مناسبی رااز نیروهای شایسته ی موجود در جریانات مختلف سیاسی دریغ کرد،این رویه دربلند مدت موجبات عقب ماندگی کشور را فراهم می کند.
اما درپاسخ به سوال شما باید بگویم که بین استبداد ودموکراسی طیف متنوعی ازرفتارهای جمعی وفردی وجود داردکه تحلیل آن بدون شناخت ریشه های فرهنگی وتاریخی یک کشورمیسر نیست. واقعیت آن است که کشورما هزاران سال درسایه ی شاهان مستبد روزگار گذرانده است واستبدادهمه ی نهادهای اجتماعی اعم از خانواده، سیاست،آموزش وپرورش وغیره تحت تاثیر قرار داده است،رفتارشاهان صفوی، افشارو قاجار را با فرزندان خود مرورکنیدچه سرهابریده شد وچه چشم هاکورگشت در پایان چنین دوره ای دموکراسی فی البداهه حاصل نخواهد شد. واقعیت آن است که استبداد به نوعی در روانشناسی فردی جوامع استبداد زده نهادینه می شودکه حتی آنان که داعیه روشنفکری،اصلاح طلبی، نوخواهی و مدنیت دارندنیزاز این دایره بیرون نمی مانند،رویه جاری در دوران اصلاحات رابادوره اخیرمقایسه کنید،آیاهم شکل هایی در برخوردها نمی بینید؟حتی در وزارتخانه های غیرسیاسی نیزحذف گسترده نیروهادر دو دوره شبیه همند.
اعتدال سیاسی یعنی تحمل حداکثر نیروهای صادق و کارآمد جریانات مختلف ومنتقد در بدنه تصمیم سازی وتصمیم گیری کشور.به نظرما حذف نیروهادرسازمان هاو وزارتخانه های غیرسیاسی به نوعی اتلاف امکانات مادی وانسانی است وهیچ نوع توجیهی ندارد.اعتدال یعنی فقط نیروهای طرفدارما،مومن ومسلمان نیستندبلکه دیگران هم مسلمانند، شاید بیشتروبهترازما.
پس اعتدال هم درنظروهم درروش مدنظر ماست. اعتدال به مفهوم میانگین دیدگاه هااصلا معنی ندارد ودرعالم واقع هم امکان پذیرنیست،اعتدالیون دیدگاه وروش خاص خودرادارند.نتیجه دوراول انتخابات ریاست جمهوری اخیربه نوعی رویکرد مردم وتحولات ملی وبین المللی راهی جزاعتدال به معنای عام درنظروعمل باقی نخواهدگذاشت.
■ لطفا بفرماییدحزب اعتدال وتوسعه درکجای جغرافیای سیاسی کشورایستاده است شاید بد نباشد به اختصار تحلیل تان ازشرایط سیاسی موجود کشوررابیان کنید سپس درباره جایگاه وموقعیت اعتدال توضیح دهید:
□ درمختصات سیاسی کشور،احزاب ذرات معلقی هستندکه تاتثبیت وایجاد جایگاهی مناسب راه طولانی درپیش دارند،به همین دلیل مختصات قدرت درایران بااحزاب تعریف نمی شودبلکه قدرت درجاهایی مستقرومستتراست که عموما خارج ازحیطه نفوذاحزاب واقع شده اند.درقانون اساسی مابه طورکلی و غیرمشخص فعالیت های حزبی مجازشناخته شده امادرچرخش قدرت هیچ جایگاهی برای احزاب قایل نشده اند.اصولایکی ازمهمترین دلایل عدم موفقیت نهضت دموکراسی خواهی درایران به عدم وجودنظام حزبی برمی گردد. بعداز مشروطیت ما حزب وپارلمان داریم اما نظام حزبی وناظم پارلمانی نداریم،به همین دلیل احزاب وپارلمان ها ملعبه دست اشخاص وباندهای قدرت می شوند.دموکراسی ریشه دررقابت سالم احزاب درچارچوب قوانین دارد. با اصلاح قوانین می توان لااقل برنقش نظارتی احزاب درانتخاب کاندیداها به طوررسمی افزود:دربسیاری از کشورها افرادبایدحتماازطریق احزاب کاندیداشوند ودر بعضی ازکشورها هم کاندیداهای مستقل ملزم به تهیه تعداد کثیری اعضا ازگروه های اجتماعی و سیاسی مختلف برای تایید صلاحیت وشایستگی خود هستند. در واقع دستگاه های نظارتی رسمی (نظیر شورای نگهبان درایران) قبل ازآنکه به تاییدیا رد صلاحیت بپردازند، احزاب به عنوان فیلتراولیه این وظیفه رابرعهده می گیرند و به نوعی درقدرت سهیم می شوند، البته دستگاه های نظارتی رسمی،قسمتی از بارتایید صلاحیت ها بردوش گیرند. قینا هیچ حزبی مایل نیست که باانتخاب چهره های مشهور به فسق سیاسی، اقتصادی ویا اجتماعی،وجه خود را درمیان مردم مخدوش کند،به نظر ما چنین روندی به تقویت نظام واحزاب منجرمی شود.
اصولا ایجادنظام حزبی نوعی معماری سیاسی است که به مهندسان خاص خود نیاز دارد.حضوردکترتاج زاده برمسند معاونت سیاسی وزارت کشور به عنوان فردی که ازعلم وتجربه کافی درعرصه ی سیاست برخوردار بود، مایه امیدواری شدولی درگیری خواسته یا ناخواسته ایشان درمسائل نه چندان مهم سیاسی و روزمرگی فرصت مناسبی راازبین برد البته طراحی نظام حزبی به تصمیم گیری درسطوح بالا ترنیاز داشت ولی ایشان می توانست نقش مهمی ایفاکند.
به اعتقاد ما درشرایط فعلی فعالان سیاسی به دوگروه عمده تقسیم می شوند. گروه اول ازطرفداران فعالیت های حزبی تشکیل می شود.طیف وسیع و رنگارنگی ازموتلفه تا مجاهدین انقلاب ومشارکت دراین گروه قرارمی گیرند. این طیف با رعایت خط قرمز های نظام،که همه درسیستم های سیاسی هم طبیعی است ودرچارچوب قوانین خاصی می تواننددررقابتی سالم با یکدیگر، بهترین ها رابه عرصه تصمیم سازی وتصمیم گیری کشوربفرستند.نهضت دموکراسی خواهی بدون حضورجریانات متنوع به دورازدروغ وریاکاری نخواهد بود.البته منظورمن ازجریانات مختلف یا به عبارت فنی،پلورالیسم حضور بی نهایت حزب وگروه نیست درشرایط فعلی کشور،بین 5تا7 گروه سیاسی می توانندنظام حزبی را پایه گذاری نمایند . البته بحث دراین خصوص به فرصت وبررسی بیشتری نیاز دارد.اما دومین گروه ازفعالان سیاسی،از مخالفان فعالیت های حزبی تشکیل می شود.این عده برمبنای تجارب تاریخی فعالیت احزاب درایران وویژگی های خاص فرهنگی،احزاب رامفیدنمی دانند. ولی عموما هیچ برنامه نظام مندی هم برای قالب بندی افکاروآراءمختلف ندارند.حضورموثراین گروه درمراکز رسمی قدرت آنان رابه نیرویی قابل اعتنا تبدیل می کندوتعامل سازنده وگفتگوبااین عده یکی ازمهم ترین وظایف گروه اول است.به نظرمابدون ایجاد نظام حزبی،رجعت ساختارهای استبدادی دربلند مدت غیرقابل پیش بینی نیست.درحقیقت بی توجهی به ایجاد نظام حزبی به منزله نابودی دستاوردهای انقلاب شکوهمنداسلامی ونفی تلاش مردم فهیم و شهیدپرورایران است.به همین جهت یکی ازمهم ترین ومحوری ترین فعالیت های حزب اعتدال ایجادوفاق وهمگرایی دربین احزاب است،زیرا طرفداران فعالیت حزبی سرنشینان یک کشتی هستندکه اگراین کشتی به سلامت به ساحل آزادی واستقلال(یابه عبارت دیگر دموکراسی) برسد،همه جان بدر می برند واگرکشتی مزبور به هردلیل متلاشی شودنه ازتاک نشان ماند و نه از تاک نشان.
■ به نظرشما پدیده پدرخوانده سالاری درایران ونسبت پدروفرزندی برخی احزاب با بعضی شخصیت هارامفیدمی دانیدیامضر؟البته این شائبه درباره احزاب کارگزاران و اعتدالیه عنوان فرزندان هاشمی ومشارکت به دلیل نسبت اش باخاتمی وجود دارد. اگر شخصیت هایی مانندهاشمی و خاتمی به جای ارتباطات غیرشفاف تعریف شده با احزاب فوق بهتر نیست مانند کروبی به عضویت احزاب همفکردرآیند؟
□ البته جامعه ای با پیشینه ی استبدادی چند هزار ساله، تا مدت ها استعدادوزمینه پذیرش سنت های پدرسالارانه رانه صرفا درعرصه سیاستکه درعرصه خانواده وجای جای جامعه خواهدداشت،اما شخصیت هایی راکه نام بردیدفرهیخته ترو متواضع ترازآنانندکه آگاهانه وبه میل خود به چنین نقشی تن دردهند.آیت ا... هاشمی که باعضویت درحزب جمهوری اسلامی وحمایتی که ازفعالیت های حزبی می کنند،نشان داده اندکه به نظام ورقابت های حزبی معتقدند،ساحت آقای خاتمی هم مبری ازچنین شبه هایی است.عدم حضورعلنی آنان دراحزاب بیشترریشه درشرایط سیاسی ـ اجتماعی ایران دارد.البته این عزیزان باتوجه به نفوذکلامی که دارند می توانند در تغییر وتعدیل شرایط موجود قوی ترعمل کنند. لااقل انتظار جامعه سیاسی ایران ازآنان چنین است.
مجموعا امیدواریم که درآینده ای نه چندان دورزمینه برای حضورهمه ی نخبگان سیاسی ـ اجتماعی درعرصه ی رقابت های حزبی فراهم شود.غیرحزبی بودن درعرصه سیاست زمینه سازظهور فرصت طلبی ورنگ عوض کردن های مداوم می شود،پس بایدبه ضد ارزش تبدیل شود.
■ به نظرشما ائتلاف تقریبا اجباریکه درمرحله دوم انتخابات درحمایت ازهاشمی شکل گرفت قابلیت بازسازی دارد؟
□ سیاست عموما عرصه اجبارهای قبل برآگاهی است.ائتلاف هم می تواندیکی از این اجبارها باشد.چنانچه احزاب درتشخیص منافع ملی که درکل منافع آنان رانیزتامین می کند،درست عمل کنند،ائتلاف مزبور از کارایی خوبی برخوردار خواهدبود.اما به نظرمی رسدکه بازسازی این ائتلاف به زمان بیشتری برای اثرگذاری مناسب نیازدارد.برای چنین ائتلافی یکسری مسائل ازصدرتاذیل باید مورد بحث وبررسی قرارگیرند،بعیداست که انتخابات آینده ازثمره ی چنین ائتلافی درسطح وسیعی متاثرشود.
■ درحال حاضرحزب اعتدال وتوسعه به طوررسمی وعملی درکدام بلوک سیاسی قرار دارد آیاتشکیل جبهه اعتدال اسلامی منتفی شده است؟
□ برهمانیم که بودیم ان شاءا... همان خواهیم بود ما همچنان برسبیل اعتدالیم و همه رابه اعتدال درنظروعمل فرامی خوانیم،نتیجه انتخابات ریاست جمهوری اخیر نشان دادکه هنوزاکثریت نه چندان قوی ازجامعه،تحقق آمال وآرزوهای خودرابدست قهرمانان رادیکال ممکن می دانند،درپی آرامش این موج،شرایط مناسب،که یقینارشدسیاسی فراگیرهمراه است،زمینه رابرای تشکیل اعتدال اسلامی فراهم ترمی کند.همانگونه که گفتم درمقطع فعلی اعتدال یک ضرورت اجتناب ناپذیروتجلی عینی آیه ی«رحماء بینهم»درقرآن است.ازنظرسیاسی مادر نقطه ای واقع شده ایم که رادیکال های چپ وراست به مروربه آن نزدیک خواهند شد.
باتوجه به رویکردتقریبا اقتصادی حزب تان وتوسعه گرا بودن،دیدگاهتان رادرباره ی عملکرداقتصادی دولت احمدی نژادتوضیح دهید؟
□ من متخصص اقتصاد نیستم وپاسخ به این سوال هم خیلی راحت نیست ولی امروزه اقتصاددرعرصه ملی وبین المللی یک علم است وعلم تابع قوانین خاصی است که چندان تحت تاثیرشعارهای پرططراق قرارنمی گیرد.بدون شک همه ماامیدواریم وآرزوی قلبی مان موفقیت دولت است،اینکه رفاه وآسایش مردم توسط چه شخص یاجریانی حاصل شودمهم نیست.ولی حصول هرهدف هم نیازمندتهیه وسایل وامکانات سخت افزاری ونرم افزاریست، به هرحال فعلا قضاوت زود است بایدصبر کرد و آینده رابه انتظارنشست.
■پس ازروی کارآمدن دولت احمدی نژاد مدیران درهمه سطوح تغییرکردند.لطفا سطح کیفی مدیران فعلی وقبلی رادرقیاس چگونه تحلیل می کنید؟
□ قبل ازآنکه به این سوال پاسخ دهم لازم می دانم ازروند توسعه گیلان در بیست سال اخیراطلاعاتی رابیان کنم.طبق تحقیقی که آقای دکترپوراحمد کرمانی دانشیار دانشگاه تهران درخصوص روندتوسعه یافتگی استان ها برمبنای روش آنالیزتاکسونومی که ازپیچیده ترین فنون سطح بندبیست،انجام داده اند، رتبه ی توسعه ی گیلان درسال 65، دربین 24استان کشورهشتم بود،این رتبه درسال 76 به نهم ودرسال 82 به سیزدهم نزول می کند.شروع این تحقیق را می توانید درنام پژوهش فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی مطالعه کنید. روندنزولی فوق الذکررامی توانیم بی انصافانه صرفا به مدیران دودهه اخیر نسبت دهیم وآنان رامتهم به سهل انگاری وعدم توجیه تصمیم گیرندگان مرکز نشین نماییم.به استثنای دوره ی مهندس تابش ودوران کوتاه استانداری مهندس صوفی که مسائل ومشکلات استان باصراحت وشجاعت بیان شدواثرآن در بیانات رهبرمعظم انقلاب دراستادیوم ورزشی شهید عضدی رشت انعکاس یافت، سایرمدیران ارشداستان همواره وضعیت گل وبلبلی استان سخن گفتند و گزارش نوشتند.نابسامانی کشاورزی،ورشکستگی صنعت، رکودتوریسم وتجارت دراستان محصول ومعلول این نوع مدیریت است.اما همه گناه وضعیت برگردن مدیران نیست،بسیاری ازآنان درحداعلی ازتلاش وکوشش فروگذارنکرده اند،بلکه «سکوت مامردم»و«نخواستن ما»هم بی تاثیرنبود.یکی ازمعاونین وزیر وقتی ازوضعیت نابسامان استان گله کردیم درغایت گفت:«تا نگرید طفل کی نوشد لبن»به نظرمن هنوز هم دیرنشده است.مدیران کنونی هم اگرخودراصاحب عزا بدانندودکنار مردم قرارگیرندوپژواک خواسته های آنان در بالا شوند،می توانندبه موفقیت خودامیدوارباشند،درغیراین صورت اوضاع بسامان تر نخواهد شد.درشرایطکنونی هم هیچ دلیل واضحی برمزیت مدیران کنونی نسبت به مدیران قبلی،وجودندارد. اکثر مدیران عمرانی استان تغییرنکرده اند وبدون آنکه پاسخگوی 70میلیاردتومان بودجه تزریقی سفرمقام معظم وریاست جمهوری سابق به استان باشند،به فعالیت روزمره خود ادامه می دهند، دربسیاری مواردهم مدیران جدیدهماهنگ تروبا تجربه ترازقبل نیستند،بنابراین هیچ دلیلی برتوقف روندنزولی گذشته وجود ندارد.
■ شما غیرازتدریس دردانشگاه،کجا مشغول هستیدآیا ازحوزه مدیریتی کناررفتید؟آیا برای انتخابات آتی برنامه ویژه ای دارید؟حزب اعتدال وتوسعه لیست انتخاباتی اش رابا چه رویکردی خواهدبست؟
□ کناره گیری من ازمسئولیت های اجرایی ربطی به تحولات اخیرنداردوبه مدیریت اسبق استان برمی گردد. هنگامی که شعارشایسته سالاری عملا نادیده گرفته شدومسئولیت یکی ازمهمترین پست های سیاسی استان دراختیار کسی قرارگرفت که فاقد مشروعیت علمی، تجربی واعتباراجتماعی درمنطقه بود،ترجیح دادم از مسئولیت اجرایی کناره گیری کنم.اما درخصوص انتخابات خبرگان منتظر اعلام نظرمراجع خاص هستیم.به نظر ما احزاب درمقطع کنونی وبا توجه به شرایط وقوانین فعلی قادر به اثرگذاری مستقل ومستقیم نیستند.
درخصوص انتخابات شورای اسلامی،تلاش ما دروهله ی اول،مشارکت حداکثری مردم است.به اعتقاد ما شرایط سخت وشاید غیرمعمول نمی تواندبهانه موجهی برای عدم مسئولیت پذیری اجتماعی باشدازسوی دیگربه نظر دوستان مادرحزب اعتدال شهرهایی باپیشینه رشت،انزلی ،فومن ولاهیجان بایدازشوراهایی به مراتب قوی ترازدودوره ی گذشته برخوردارشوند.شهری چون رشت که زادگاه بزرگانی چون حضرت آیت ا... لاکانی، استاد پورداوود وشاگرد برجسته اش استادمعین بوده وهم اکنون نیز چهره های فرهیخته ای چون پرفسوربهزاد، دکترفائق، دکترتائب،استادخمامی زاده وده ها شخصیت برجسته ی دیگردرآن زندگی می کنند،نباید به حال وروز فعلی دچارشود. امیدواری ما آن است که شرایط به گونه ای مهیا شود،تابرجسته ترین چهره ها زمینه حضور درعرصه انتخابات راداشته باشند.
به اعتقاد ما ارآنجا که شهرموجودیتی چندبعدی دارد، شورای شهربایدترکیبی ازنخبگان فرهنگی،عمرانی، اقتصادی، بهداشتی وعلمی باشد،این مجموعه درکنار علم وتجربه بایدازحداکثراعتباراجتماعی برخورداربوده ومورد وثوق طبقات مختلف جامعه باشند.البته درعرصه عمل نسبیت های خود رابرایده آل ها تحمیل می کنند،منتهی اگرایده آل خودرا اعلی درجه نگیریم بازنسبیت باتحمیل خودواقعیت سطح پایین تری رانصیب ما می کند.
دوستان ما درحزب اعتدال وتوسعه درخصوص انتخاب کاندیداهای مناسب تاحدی پیش رفته اند امالیست ما کامل نیست وآمادگی ائتلاف وهمکاری با انجمن های صنفی واحزاب دیگررامنتفی نمی دانیم.
به اعتقادمادرشرایط فعلی با اتحاد وائتلاف احزاب وانجمن ها پیروزی سهل الوصول تراست،ظاهرا شرایط استان به سمتی پیش می رودکه احزاب همسو اگربه تقویت مستقیم یکدیگر نپردازندازتخریب گروه های دیگر جلوگیری خواهند کرد.درغیراین صورت باید منتظر امواج ماند تاچه پیش آید.