تبليغاتX
کیوان محمدی
مصاحبه ها ودست نوشته های سیاسی - اجتماعی
 انقلابيون در مصاف با جبر زمان

انقلابيون در مصاف با جبر زمان

عبارت پرآوازه ورنيو، ميانه رو معروف فرانسوي را تقريباً همه مي دانيم. او معتقد بود که "انقلاب همچون کرونوس=Cronos فرزندان خويش را مي بلعد." کرونوس در اساطير يونان باستان، خداي زمان و پدر ژوپيتر است. در حقيقت اين زمان است که ساخته هاي خود را مطرود، متروک و نابود مي کند. انقلاب هم به منزله "گذر فشرده زمان" مستثني از اين قاعده نيست.

منتهي در اين دوره، نه صرفاً فرزندان انقلاب که حتي پدران آن از مصونيت کامل برخودار نيستند. پدران انقلاب يعني نسلي که در سايه تفکر، تلاش و پايداري آنان انقلاب شکل گرفته به نوعي - و فرزندان آن يعني کساني که انقلاب به افکار و انديشه و رفتار آنان شکل بخشيده، به نوعي ديگر هزينه انقلاب مي شوند.

سرپيچي از پرداخت هزينه تقريباً غيرممکن است، شايد بتوان باتمهیداتي آن را کاهش داد و منطقي ساخت اما نمي توان آن را به صفر رساند. در عموم انقلاب ها، گذشته و گذشتگان، به شديدترين شکل در پاي آينده اي که صرفاً تصويری مبهم از آن در ذهن پدران انقلاب نقش بسته و تحقق آن بيشتر به فهم- تاييد و خواست قلبی فرزندان انقلاب بستگي دارد، قرباني مي شوند. اما خطرناک ترين مراحل انقلاب در دو قالب شکل مي گيرد:

1- اگر نحوه نگرش پدران انقلاب به عنوان برگزيدگان اندک شمار و توده هاي مردمشان، رابطه خدايگان به معناي کامل در مقابل برده به معناي کامل باشد، مي توان در آينده اي نه چندان دور نوع خاصي از ديکتاتوري را به انتظار نشست. زيرا تثبيت چنين تفکري منجر به تشکيل نوعی عادت اجتماعي در رهبران و شايد توده ها شود.فرمانروايان به منزله شبان و متوليان مردم براي خود حق تصميم گيري ويژه قايل مي شوند ومخالفان وحتی منتقدان عامل ضد انقلاب و جاسوس خارجي و دشمن مردم نام مي گيرند.

2- خطرناک تر آن است که جبر زمان خلاصه پدران انقلاب را حذف خواهد کرد. اگر آنان تمهيد لازم براي انتقال ميراث انقلاب به نسل بعد را فراهم نکنند، نوعي بي ساماني اين مرحله انتقال را فرا خواهد گرفت. در اين شرايط کشور انقلابي به کشتي بي ناخدا در درياي طوفاني مي ماند.

در اين هنگام نيز اگر به خواست توده ها و خصوصاً نسل جديدي که خلاصه از راه مي رسد و بدنه و به مرور راس قدرت اجتماعي-سياسي را تشکیل میدهد ، بي توجهي مبذول شود، به نوعی از احتمالات با ريسک بالا استقبال شده است.

جبر زمان يا به زعم يونانيان باستان خداي زمان (Cronos) به ما مي آموزد که حتي برگزيدگان طعمه زمان خواهند شد، راز جاودانگي در آن است که براي فقدان خود نيز چاره جويي کنند.

 

|+| نوشته شده توسط ک.م+ن.ا در 86/09/10  |
 از قهرمانی ، استاندار جدید حمایت کنیم.

:کيوان محمدي در گفتگو با موج شمال

اگر مهندس قهرماني از سوي دولت به درستي حمايت نشود،مشخص است که دولت نهم اراده جدي براي رفع مشکلات استان ندارد

موج شمال: لطفاً نظرتان درموردشيوه تغييراستاندارگيلان را بيان کنيد؟

تغيير درعناصر هرنظام سياسي امري عادي وگهگاه ضروري است ، هرچقدر نظام سياسي حاکم برجامعه متشکل تر،سازمان يافته ترومنسجم تر باشد، اثرات سوء تغييرات هم کمتر خواهد بود وبه سوي صفرميل خواهد کرد. دريک نظام منسجم مديريتي ، مديران برمبناي اهداف ازپيش تعيين شده انتخاب مي شوند و ويژگي هاي لازم ازلحاظ دانش تجربه احساسات مثبت درمحيط ، قدرت تصميم گيري وشناخت دقيق ازاهداف رادارند ، به همين دليل نيازي به تغييرات پي درپي نيست .

تغييرات آنوميک درجوامعي وجود داردکه درآن احتمالاً اهداف روشن نيست ، يامديران برمبناي شاخص هاي درست انتخاب نمي شوند و ملاحضات قومي قبيله اي ورفاقتي دراين بين نقش اساسي ايفا مي کند. خلاصه آنکه عزل ونصب مديران قالب منطقي ندارد.

چرايک شهردار، فرماندار يا استاندار عوض مي شود؟ ونفربعد برمبناي چه شاخص هايي مي آيد؟ بعد ازتقريباً سه دهه ازپيروزي انقلاب اسلامي ، نظام مديريتي کشورنياز به ساماندهي جدي داردتا با تثبيت مديران منتخب برمبناي شاخص هاي مشخص انرژي نيروها هرز نرود. جامعه ما هنوز نمي داند که برچه مبنايي يک مهندس مکانيک يا عمران به وزارت ارشاد اسلامي مي رسدويا..........تغييرات اخير در سطح وزيران و استانداران نيز به نوعي؛ تشديد شده روند دهه هاي اخير است،چيز جديدي نيست.به اعتقاد من استاندارا ن باید با رای مردم وحکم دولت انتخاب شوند ، تا در مقابل هر دو مسئول باشند،دراین حالت استاندار می داند که برای یک دوره مشخص انتخاب شده و شمشیر دموکلس عزل قریب الوقوع بالای سر او نیست از سوی دیگر اگر کار او مقبول مردم نباشد، دوره بعد انتخاب نخواهد شد.البته قبول دارم که برای اعمال این رویه به ظرفیت سازی اجتماعی،فیلترهای مناسب وقوانین روشن و قوی نیاز داریم.

موج شمال: ازآنجايي که شما يکي ازمديران ارشد استانداري هم بوديدفکرمي کنيد ، عمر کوتاه اجرايي دراستانداري مي تواند منشا تحولات عمراني ، اجرايي و..... دراستان باشد؟

 یقینامديراني که از روز اول صحبت از عزل و حذفشان است،قادر به برنامه ريزي و اجراي درست امور نيستند .در استان آستراخان روسيه استانداري به نام گوژوين وجود داشت که مقارن چند دوره ي استانداران ما به فعاليت پرداخت.و سرانجام اين مرگ بود که توانست ايشان را جابجا کند! عمر کوتاه مديريت در کشور مديران را حداکثر به سمت اجراي دقيق امور روزمره و پروژه هاي کوچک زود بازده سوق مي دهد و آنان را از آغاز پروژه هاي بلند مدت باز مي دارد.اصولاً انسانها به نوعي طراحي و تربيت شده اند که علاقه مندند نتيجه فعاليتهاي خود را در دوران حکومت و مديريت خود شاهد باشند.جنبه رواني اين مسئله حذف شدني نيست ولي جنبه اجتماعي آن با تربيت صحيح سياسي اجتماعي تغيير يافتني است.

موج شمال : شما آقاي مهندس قهرماني  راچگونه مي بينيد.؟

آقاي قهرماني از معدود کساني هستند که علم و تجربه لازم جهت مديريت عالي استان را دارند؛  ولي اين به تنهايي کافي نيست.شايستگي ايشان در شرايط فعلي غير قابل انکار است.اما حمايت مرکز نشينان از ايشان و استقبال طرفداران دولت کنوني در استان شرط اساسي موفقيت آقای قهرماني خواهد بود.متأسفانه جوهر حکم ايشان خشک نشده؛ عده اي شمشير از نيام کشيده اند.اگر اين رويه کنترل نشود،متأسفانه استان دوران منفي ديگري را نيز تجربه خواهد کرد،اميدوارم که براي توسعه استان ،همه نيروها به آقاي مهندس قهرماني کمک کنند و انتظار داريم که ايشان نيز طبق روال و مشي قبلي خود به دور از هياهوي سياسي با استفاده از همه نيروهاي لايق در پيشرفت و توسعه استان موفق باشند؛ مروري بر عملکرد استاندار قبلي و بررسي اشتباهات ايشان قدم بسيار مهم و مفيدي است براي آغاز کار آقاي مهندس قهرماني.

اگر مهندس قهرماني  هم از سوي دولت بدرستي حمايت نشود،مشخص است که دولت نهم اراده جدي براي رفع مشکلات استان ندارد،اميدواريم که با حيثيت مهندس قهرماني به عنوان يکي از ذخاير منطقه بازي نشود.

 

موج شمال : به نظرشما سازوکار تحول اساسي درتثبيت مديريت چيست؟تاريخ نشان داده استاندارجديد هم آماج بسياري ازحرفهاي گفته وناگفته قرارمي گيرد؟اينجوري نيست ؟

متأسفانه همين طور است که مي فرماييد.در نظامي که مدعي اخلاق اسلامي است و در اين زمينه پيامبر  رحمت و ائمه اطهارع رائ اسوه خود قلمداد مي کند،جريانات به ظاهر مدعي وجود دارند که بدور از خداترسي و احترام به قانون و وجدان اجتماعي،حيثيت خادمان به اين مردم را نشانه مي روند و متأسفانه سيستمهاي کنترلي و حفاظتي به درستي عمل نمي کنند.به هر حال ما حضور آقاي قهرماني را به فال نيک مي گيريم و اميدواريم همه جریانات سياسي بدور از اختلاف سلايق براي بهبود وضع مردم محروم استان به ايشان کمک کنند؛ البته ايشان هم بايدخود را مستغني از کمک ديگران خصوصا نماينده محترم ولي فقيه در استان و روحانيت منطقه ونمایندگان محترم مردم در مجلس ندانند. .

اما براي ثبات مديريت ،بايد ابتدائا به مديريت به عنوان يک علم بنگريم .در جامعه ما هنوز کساني وجود دارند که به ماهيت علمي علوم انساني حتي مديريت،اقتصاد و جامعه شناسي اعتقاد ندارند.اگر علم  را به عنوان حکم بپذيريم ؛ بسياري از اختلاف برداشت ها رفع خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 9:16  توسط محمود رنجبر  |  3 نظر نظر بدهید

+ نوشته شده در  86/06/24ساعت 13:35  توسط ک.م + ن.ا  |  3 نظر
|+| نوشته شده توسط ک.م+ن.ا در 86/07/03  |
 آقای اشکوری ، امروز عده ای در لباس دوستی با ولایت فقیه به جنگ ولایت فقیه آمده اند؟!

نشریه گیلان بهتر شماره 122- یکشنبه 21/5/1386

پاسخ دکترکیوان محمدی به حجت الاسلام اشکوری:

امروزعده ای درلباس دوستی با ولایت فقیه به جنگ ولایت فقیه آمده اند

آیت ا... هاشمی رفسنجانی،رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در17تیرماه سال جاری سفری به استان گیلان داشتند.به درخواست احزاب وگروه های اصلاح طلب ومیانه رواستان،جلسه ای درحضورایشان تشکیل شدکه انعکاس و پیامدهای مختلفی داشت.حجت الاسلام والمسلمین اشکوری امام جمعه موقت رشت یکی از منتقدان این جلسه بودندکه نظرخودرا درخطبه ی مورخ 29/4/86 بیان کردند.فرمایشات ایشان درهفته نامه گیلان بهترمورخ 7/5/86 منتشرشد.

کیوان محمدی مسئول شورای مرکزی حزب اعتدال وتوسعه که مسئولیت هماهنگی جلسه احزاب رابرعهده داشت،درپاسخ به ایشان مقاله ای ارسال کرده که مشروح آن رادرذیل می خوانید:

حجت الاسلام والمسلمین اشکوری امام جمعه موقت ومحترم رشت:

درنمازجمعه مورخ 29/4/86 درخصوص دیدارتعدادی ازاشخاص واحزاب استان با آیت ا... هاشمی رفسنجانی،فرمایشاتی ایرادفرمودید،که لااقل درسال موسوم به اتحادملی وانسجام اسلامی انتظارآن رانداشتیم.رجاء واثق داریم که  از این پس بیانات حضرتعالی خصوصا ازتریبون نمازجمعه،پس ازمداقه و بررسی های عمیق به سمع ونظرمخاطبان عرضه خواهدشدتااعتبار وروایی فرمایشات آن جناب خدشه دارنشود.احتمالا به تأسی ازحضرتعالی،افرادی که حتی شجاعت درج نام خودرانداشتند،درنشریه ی فخیمه مورخ 25/4/86 سردارجنگل،بابیانی توهین آمیز ولحنی تهدیدآمیز،به نوعی حمایت ازآیت ا... هاشمی رابه نفع همان جریان دعوت کننده ندانستند.غافل ازآنکه فرزندان خمینی(ره)وپیروان راستین ولایت فقیه که استبداد کبیرپهلوی رابه هیچ گرفتند، ازتهدید صغیران مستبد هم هراسی ندارند،زیرا روندتحولات جهان،به نفع آزادی انسان ها که نهایتا همان آزادی اسلامی است،رقم خواهدخورد.

برادرعزیز!جناب آقای اشکوری عرایضم رادرخصوص فرمایشات حضرتعالی، حول چند محوربه شرح زیر تقدیم می کنم:

1- فرموده اید که ازاستفاده ابزاری گروه ها ازآقای هاشمی متأسف ونگرانید.

اولا:ایشان چهره ی تازه به دوران رسیده ی سیاسی نیستندکه ملعبه ی دست این وآن شوند،احتمالا حضرتعالی با پیشینه ی ایشان آشنایی ندارید.ثانیا:افرادی که درمحضرایشان حضوریافتند،جمعی ازگروه های معاندیا اصحاب رژیم صهیونیستی نبودند،تعدادزیادی ازآنان السابقون جنگ وانقلابندوسابقه خدمت آنان به نظام ولایی اگرازبنده وحضرتعالی بیشترنباشدکمترهم نیست.بعضی ازآن عزیزان که معلوم الحال وورشکسته خوانده اید،ازخانواده معظم شهداء و جانبازان سرفرازانقلابند.چین وچروک وشکست صورت وموهای سفیدشان، حاصل تلاش وپایداری دلسوزانه درهمین نظام است.البته من هم با شماهم عقیده ام که دربین اصلاح طلبان،عده ای رادیکال وتندرووشایدمعارض بانظام نفوذکرده باشند،ولی جناح های دیگرداخل نظام هم مصون ازاین بلیه نیستند.بنابراین چوب تکفیر وتفسیق رابرسرهمه آنان کوبیدن،ناشی از درایت، ذکاوت ودرد دین نیست.

2- فرموده اید که اصلاح طلبان ورشکسته درگذشته علیه آقای هاشمی بودند و به ایشان اتهاماتی نظیرعالیجناب سرخپوش واردکرده وموجب شکست ایشان درانتخابات ریاست جمهوری شدند.اولا:شواهدوقراین حاکی ازآن است که حضرتعالی ودوستانتان ازبه اصطلاح شکست آقای هاشمی درانتخابات خیلی هم افسرده وناراحت نشده اید.زیرادربسیاری ازسخنرانی ها تمایلات خودبه جریان مقابل راآشکارا بروزداده اید.ثانیا:اگرکسی ،علی گونه ازسرگناهان وتقصیرات مخالفان خودبگذرد،اشکالی دارد؟کجای این کارجرم یا حتی قابل انتقاداست؟آیاشما ازآقای هاشمی انتظاردیگری داشتید؟پس هنوز ایشان را  نمی شناسید.

3- فرموده اید که درجلسه احزاب حتی یک فعال سیاسی اصولگرا وجود نداشت.این سخن ناشی ازتعجیل درتحلیل وقضاوت است اولا:حضرت آیت ا... قربانی نماینده محترم ولی فقیه واصحاب بیت ایشان به عنوان اصیل ترین، شناخته ترین ورسمی ترین جریان اصولگرا ووفاداربه امام (ره)ومقام معظم رهبری،میزبان این جمع بوده اند.ثانیا:هیچ شخص،حزب یاگروهی که مدنظر شماست،هرگزتقاضای حضوردرمراسم استقبال درفرودگاه ویا شرکت در جلسه احزاب رانداشت.یقیناموافقیدکه به زور قادر به هدایت آن عزیزان به جلسه نبودیم. ثالثا:هنگامی که بعضی ازبرادران اصولگرا،چون دوستان عزیزم،حجت الاسلام حسن خواه،مهندس ناصح وجناب رمضانی(اعضای محترم شورای اسلامی شهررشت)،سرزده وبدورازتشریفات امنیتی درجلسه حضوریافتند،خاک پایشان راطوطیای چشم قراردادیم وهیچ ممانعتی ازناحیه کسی به عمل نیامد. یقین داشته باشیدکه اگرحضرتعالی یاهرعزیزدیگردراین جلسه حضورمی یافت، برمامنت می نهاداصولا حاضران دراین جلسه ازشجاعت بیان کافی، جهت اظهار دیدگاه های خود درهرجمعی وباهرترکیبی برخورداربوده وهستندونیازی به مخفی کاری نداشته وندارند.

4- فرموده ایددراین جلسه حاضران،دولت منتخب مردم وموردتاییدرهبری را (تضعیف وتحقیر)کرده اند. اولا: نقد یک مجموعه،تضعیف وتحقیرآن نیست،الاآنکه مجموعه از اعتماد به نفس لازم دردفاع ازبرنامه هاوعملکرد خود برخوردار نباشد.ثانیا:شدیدترین منتقدان کنونی دولت، از دوستان ماه های نه چندان دورهمین دولتندکه تازه متوجه عمق ماجرا شده ان.مناظره تلویزیونی دکترخوش چهره با دکتر نوبخت راازیاد نبرده ایم،ایشان به عنوان یکی از منتفذترین منتقدان اصولگرای برنامه های اقتصادی دولت،تقریبا به دیگاه های دکترنوبخت ومنتقدان اولیه رسیده اند.سازمان های نظارتی کشورتعدادی ازبانک هارادرآستانه ورشکستگی اعلام می کنندوازتقریبا 530 فقره پرونده قاچاق کالا دردادگستری،کمتراز200پرونده مربوط به سال های 76 الی 84 و مربوط به سال 85 وسه ماهه اول سال 86 است!آمارفوق تاکنون ازسوی هیچ سازمانی ردنشده است.

بازهم بگویم... درجریان فرهنگی هم شدیدترین منتقدان دولت ازدل جریان اصولگرایی برآمده اند.دکترافروغ درسخنان مورخ9/5/86 خوددرمجلس،جریان حاکم رامتهم به ”رواج بی اخلاقی وماکیاولیسم مذهبی بااستفاده ابزاری ازدین“ می کند.

جناب آقای اشکوری،امروزمنتقدان دولت به اصلاح طلبان یا میانه روها محدود نمی شود،بلکه بسیاری ازاصولگرایان دلسوخته وواقع گرا نیزاوضاع راعادی وبسامان ارزیابی نمی کنند.آقای فرهاد رهبرمعاون سابق رئیس جمهورکنونی درمناظره بادکترستاری فرشرایط کشور راجنگی اعلام می کنند!؟

5- به آیت ا... هاشمی خرده گرفته ایدکه چرادرمقابل انتقادات احزاب سکوت کرده اندوتلویحا سکوت ایشان راتضعیف رهبری قلمدادکردید.اولا ایشان در مقابل انتقادات بعضا تنداحزاب سکوت نکردند.بلکه آنان رابه صبروخویشتن داری فراخواندند،ایشان فرمودندکه ابرقدرت ها بسیارعلاقمندندکه با تشدید اختلافات،تخم دشمنی ونفاق دربین برادران دینی همچون فلسطین وعراق بپاشندوکشوررابه سوی هرج ومرج بکشند.فرمایشات ایشان درس ولایت پذیری آگاهانه بدورازهرگونه چاپلوسی بود.ثانیا:اگرباسکول ماقدرت توزین وتشخیص ابعاد وجودی بزرگانی چون آیت ا... هاشمی راندارد،مهم نیست به هرحال هرکس وسه وتوانی دارد.ولی خودراکه می شناسیم!ازوزن وطول وعرض ابعاد وجودی خودکه خبرداریم!اگرقرارباشدهرکس باهروزن وقدبه چهره شخصیت هایی چون آقای هاشمی،چنگ بکشد، همان رویه  مورد انتقاد شما که عده ای ازاصلاح طلبان رابه حق به آن متهم کرده اید تکرارمی شود.

جناب اشکوری،مطمئن باشیدکه اگرحرمت یاران نزدیک امام حفظ نشود، هیچکس حریم امن نخواهدیافت. اگر توهین به ساحت این عزیزان درروزنامه، شبنامه وپخش  CD وتراکت های مشمئزکننده ومونتاژمجازباشدورسم شود، هرج ومرج برعرصهسیاسی کشورومنطقه حاکم خواهد شد.شمابه عنوان یکی ازروحانیون منطقه که به هردلیل به مسندوتریبون هایی دست یافته اید،بایدبه ظرایف ودقایق گفتارخودتوجه بیشتری مبذول فرمایید،  تا حرمت هابه نحو موثرتری حفظ شوند،اتحادملی وانسجام اسلامی باشعارمحقق نخواهد شد. ثالثا:رویه معمول آیت ا... رفسنجانی به گفته خود وتایید بسیاری چون آیت ا... مهدوی کنی،دردودوره حضرت امام هم اظهارنظر صادقانه، صریح وبدون پرده وپذیرش نظرنهایی پیرجماران بود.امروزنیزبرهمان سبکوسیاق عمل می کنند.اطاعت از ولی فقیه،همچون اطاعت ازدستورالعمل باندهای مافیایی قدرت واحزاب کمونیست،یک اطاعت کورکورانه نیست، بلکه اطاعتی مشفقانه مبتنی برانجام رسالت وتکلیف الهی است.

 

6- جناب اشکوری،شما هم چون عده ای ازدولتمردان کنونی برای اثبات دولت جوان فعلی،کل تاریخ انقلاب ودولت های قبلی رازیر سوال برده اید. طوری طرح مسئله کردیدکه صرفا این دولت مدافع ارزش های اسلامی بوده و خط امام رازنده کرده است وانقلابی که توسط دولت های قبلی ازمسیر خارج شده بود،بادولت نهم درمسیر واقعی خودقرارگرفته است!؟

برادرعزیز!گهگاه دفاع صرفا احساسی وناشی ازشور عاشقانه، کاردست آدم می دهد. ظاهرا فراموش کرده اید که درسراسرسال های بعدازپیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، همواره سایه رهبری داهیانه امام وسپس مقام معظم رهبری برسرملت ایران بوده است.درسایه این رهبری، ملتی استبداد زده که ازمرغ وتخم مرغ وگوشت و پنیر تاآهن وفولاد وسیمان وگندم راازخارج واردمی کرد، علیرغم جنگی تحمیلی وظالمانه،به خودکفایی می رسد و بنیان نظامی مبتنی برآزادی و وفاق ملهم ازانتخابات راپی می ریزد وقله های افتخاررایکی پسازدیگری فتح می کند. اما ناگهان ازسوی عده ای نظیرحضرتعالی ودوستانتان متهم به عدول ازارزش ها وانحراف ازمسیراصلی انقلاب می شود!!؟

جناب اشکوری،لااقل حضرتعالی ودوستانتان برمبنای ادعاهایی که داریدباید معتقد باشید،تاهنگامی که سایه ولایت فقیه برسراین ملت است،ارزش ها محو نخواهند شد، انقلاب ازمسیرخود خارج نخواهدشدوتوفیق ونصر نهایی ان شاءا... حاصل نخواهد شد.

چه کسانی باچه تحلیلی شمارا متقاعد کرده اندکه انقلاب تحت زعامت ولایت فقیه ازمسیرخارج شده است؟

برادر عزیزشما حکم شیرینی راداریدکه مورد طمع مگسان واقع می شوید،ازبرادرکوچک خودبشنوید ودر انتخاب دوستان واطرافیان خود دقت کنید.چرابایدافرادی نظیرحضرتعالی با ساده دلی همان مطالبی رابیان کنند که ضد انقلابیون درسه دهه اخیر برعلیه امام واستوانه های انقلاب مطرح کردند؟ به قول مرحوم دکترشریعتی اگردیروز،عده ای بامذهب به جنگ مذهب می آمدند،امروزعده ای درلباس دوستی باولایت فقیه به جنگ ولایت فقیه  آمده اند.هوشیاری،ذکاوت، درایت، صبر و حوصله مبتنی براعتدال،رمزپیروزی دراین نبردپیچیده است.به اختلاف سلیقه ورویه بادیگران اصالت ندهید، از مقام معظم رهبری وآیت ا... رفسنجانی بیاموزیدکه حتی باهتاکان به حریم خود برخوردی علی وار وتوأم بامتانت دارند.نسبت به دوستان انقلاب مهربان باشید.

7- درباره التزام عملی به ولایت فقیه هم مطالبی فرموده ایدکه جای تعمق دارد. اولا:بایدازبین آنان که درعرصه نظرتفکر دیگری عرضه می کنندباکسانی که عملا وبه شکلی قهرآمیزدرمقابل نظام قرارمی گیرند،تفکیک وتمایز قایل شد. اقتضای عدالت آن نیست که مابرای منافقین،سلطنت طلب ها وکسانی که خیانت وجاسوسی آنان محرز است،همان نسخه ای رابپیچیم که برای احزابی نظیر حتی نهضت آزادی می پیچیم.امیرالمومنین علی (ع)به تاریخ آموخت که حتی مخالفان ومعاندان سیاسی تاهنگامی که دست به شمشیر وسلاح نبرده اند، ازحمایت،امنیت ومزایای نظام اسلمی برخوردارند.حضرتعالی یقینا بیش ازحقیر استحضار دارید که درعرصه نقدنظری” بحث ولایت فقیه“حتی علمای حوزه هم اتفاق نظرندارند،امادرعمل تاکنون وحدت رویه داشتندودرمقابل نظرات حکومتی حضرت امام ومقام معظم رهبری عموما موید بوده اند.بهمین دلیل هم قانونگذار التزام عملی راملاک قرارداده ونه التزام نظری را!

قاعدتا کلیه کسانی که که به مجموعه قانون اساسی اعتقاد و التزام عملی دارند،نبایدپیشاپیش ازسوی حضرتعالی که نقشی هم ازسوی شورای نگهبان در انتخابات دارید،تهدید وتوبیخ شوند.اگرمستندا اشخاص وگروه هایی را         می شناسید که فسادمالی داشته وهمسو بابیگانگان واحیانا عامل آنها هستند، معرفی کنید،تا سازمان های مربوطه به وظیفه خودعمل کنند،درغیراین صورت ازاتهام بی دلیل به دیگران بپرهیزیدکه برای همه برادران دینی مهم هستید،فراهم خواهدشد.درفکرحفظ قداست واحترام شورای مغرز نگهبان باشید و پیشاپیش بی طرفی خود درانتخابات آینده راخدشه دارنکنید.

8- جناب اشکوری،آقای مهندس باهنرنائب رئیس مجلس، که یکی ازریشه دار ترین تئوریسین های جریان اصولگرایی کشورند،با4شاخص(اسلام،انقلاب،امام ورهبری)اصولگرایان راازغیرآن متمایزکرده اندوبرهمبن مبنا فرمودندکه ”درمیان اصلاح طلبان هم نیروهای خودی زیادی داریم“واصولا هرکس با4شاخص فوق موافقت دارد”خودی“ محسوب می شود.اگرچارچوب کلی نظرایشان راکه تقریبا جامع ومنطقی هم هست،می پذیرید، با دوسوال ازحضرتعالی عرایضم رابه پایان می برم:

الف- احتمالا به خاطرداریدکه دردوره حضرت امام (ره)، برمبنای حمایت ایشان ازدولت مهندس موسوی دوجناح شکل گرفت.عده ای به تأسی ازحضرت ایشان درحمایت ازدولت موسوی موسوم به خطامام شدندوعده ای نظیر مرحوم آیت ا... آذری قمی واصحاب روزنامه رسالت درمقابل نظر امام، اجتهادی دیگرداشتند. اگر علاقمند باشید، لیست بلندبالایی ازافراد ملی و منطقه ای این جریان راکه امروز داعیه ولایت هم دارند،تقدیم حضور خواهم کرد.

آیا این دوستان دردوره حضرت امام، بخاطر نقد (وشاید تضعیف) دولت مهندس موسوی،ضدامام وولایت فقیه بوده اند؟جسارتا حضرتعالی درکدام سو بودید؟

ب- بعدازرحلت مرحوم آیت ا... لاهوتی،حضرت امام، آیت ا... احسانبخش رابه عنوان نماینده خودوامام جمعه شهررشت منصوب فرمودندوعلیرغم فشارهای مختلف، ایشان را مکررا وموکدا مورد حمایت وعنایت قراردادند. با این حال عده ای ازسیاسیون منطقه علم مخالفت باایشان را برزمین ننهادندوبه اشکال مختلف سعی درتخریب و تضعیف این یاورصدیق امام داشتند.

به نظرشما این عده ازمصادیق ”ضدولایت فقیه“محسوب  می شوند یاخیر؟احتراما حضرتعالی دراین بین کدام سمت بودید؟

جناب اشکوری،سوالات حقیرازباب تفتیش عقاید نیست، زیرا پاسخ ها راخود می دانم،ولی برای شفاف سازی وتنویر افکارعمومی نمازگزاران محترم وخصوصا نسل حزب الهی،علاقمندم بافعال سازی ذهن تاریخی سیاسیون منطقه به بیان حقایق آن گونه که بودوان گونه که بایدباشد،کمک کنم.امیدوارم حضرتعالی باپاسخ صریح و مستدل خوددررسیدن به این هدف،مساعدت فرمایید. برادرعزیز،اصل ولایت فقیه یک اعتقاد است،ازآن به عنوان ابزارو بهانه ای برای کسب قدرت وحذف منتقدان خود، استفاده نکنیم.این بزرگترین جفا درحق امام راحل، بنیانگذار نظام ولایی ومقام معظم رهبریست.

ضمنا چنانچه درسال اتحادملی وانسجام اسلامی، علاقمند به طرح مباحث چالش برانگیز درجهت روشنگری افکار عمومی هستید،جوانمردانه به مخاطبان خود اجازه دهید، صحن مساجدودفتراحزاب مختلف به منزله تریبونی دو سویه، تشنه چنین مباحث ومناظراتی است. بسم ا...

درپایان لازم به یادآوری می دانم که:ماوعموم جریانات سیاسی همگام وهم رأی باآحاد مردم گیلان،همواره قدردان زحمات بی دریغ نماینده محترم ولی فقیه وامام جمعه مغرز رشت حضرت آیت ا... قربانی بوده وهستیم وبیت ایشان را منزل امید وپناهگاه همه مردم وخصوصا یاران صدیق انقلاب ازهرگروه و سلیقه ای می دانیم وامیدواریم که عموم خطبای محترم هم به تأسی ازایشان، بجای تشدید چالش ها درسال اتحادملی وانسجام اسلامی،به بیان آلام و دردهای کارگران وکشاورزان ومظلومیت گیلان بپردازندودربیان مطالب سیاسی هم حتما ازنظرات ایشان که پیشینه سیاسی غنی وتجربه وفهم عمیق دراین امور دارند، بهره مند گردند.

 

بااحترام کیوان محمدی

10/5/86

 

|+| نوشته شده توسط ک.م+ن.ا در 86/05/10  |
 راه اعتدال

هفته نامه گیلان بهتر شماره 83- سه شنبه 11/7/1385

 


کیوان محمدی رئیس شورای مرکزی حزب اعتدال وتوسعه درگیلان:

ما همچنان بر سبیل اعتدالیم

سرویس سیاسی گیلان بهتر:حزب اعتدال وتوسعه به دلیل حضور دکترنوبخت به عنوان دبیرکل این حزب،درگیلان ازجمله احزاب مورد توجه محافل سیاسی است.حزب اعتدال وتوسعه نسبت نزدیکی با هاشمی رفسنجانی دارد.بسیاری معتقدند با توجه به قرابت بسیارزیاد اعتدال وتوسعه وحزب کارگزاران سازندگی ادغام این دوتشکل ضروری است.از آنجایی که حزب اعتدال وتوسعه درفضای سیاسی استان بازیگری فعال وتاحدی موثر است.برآن شدیم برای آشنایی بیشتربا افکار وخط و مشی این حزب گفتگویی با دکتر کیوان محمدی رئیس شورای مرکزی حزب اعتدال وتوسعه درگیلان انجام دهیم.

رئیس حزب اعتدال وتوسعه ازدعوت به گفتگوی مااستقبال نمودوباحوصله زیادکه ناشی ازطبع معلمی اوست به پرسش های ما پاسخ داد.کیوان محمدی از58تا 63 عضو سپاه پاسداران بود.اومدتی نیز دردفترسیاسی ستاد مرکزی سپاه به فعالیت پرداخت.محمدی سپس به جهاد دانشگاهی رفت وآنجا به عنوان مسئول تحقیقات علوم انسانی خدمت کرد.مدیر کل اجتماعی استانداری هرمزگان نیز درکارنامه او به چشم می خورد.البته پس از دوم خرداد76 محمدی توسط علی صوفی به مدیر کلی اموراجتماعی استانداری گیلان نیز رسید.دکتر محمدی در رشته «انسان شناسی فرهنگی»تحصیل کرده واکنون عضو هیات علمی واستاد دانشگاه گیلان است.گفتگوی گیلان بهتر با کیوان محمدی را می خوانید:

براساس تعاریف علمی احزاب به دودسته ی کلی یعنی احزاب توده گرا ونخبه گرا تقسیم می شوندحزب اعتدال وتوسعه ازکدام دسته می باشد؟

طبقه بندی فوق بیشترمهم ازآثارمقدس دوروژه است وی احزاب رابه سه دسته توده ای که درهایی بازبرای حزب طبقات مختلف دارند،احزاب کادتی،صنفی یا   نخبه گرا که بیش از عضو گیری به عضویابی وجذب همفکران مناسب توجه دارندواحزاب فدایی که عموما حول محورشخصیتی کاریزماتیک(درنزدپیروان)جمع     می شوند، تقسیم می کند.هرچند که طبقه بندی های جدیدتری توسط دانشمندانی نظیر ریگز،یاندا،رز،اروین وغیره به عمل آمده ولی اگر طبقه بندی مزبور را پایه قرار دهیم حزب اعتدال درزمره ی احزاب توده ای قرار       می گیرد زیرا عضویت درآن آزاد بوده ومختص صنف یا طبقه ی خاصی نیست. اگردرخصوص جذب نیرو مشکلی وجود دارد بیشتر به توان مالی و تشکیلاتی حذب مربوط است نه ماهیت وخصلت ماهوی آن.               

البته دراین جا بحث نظری هم وجودداردکه نوعی انتقادبه طبقه بندی دوروژه محسوب می شود، اصولا همه ی احزاب مقدمتا چاره ای جزتوجه به نخبگان سیاسی، قومی، و... ندارند.پس ازجذب تعداد مناسبی ازنخبگان، توان مناسب جهت فعالیت های توده ای ایجاد می شود .منتهی احزاب راست عموما به نخبگان اقتصادی، بوروکرات ها وتکنوکرات های رده بالا توجه دارند و احزاب چپ نظیرکمونیست ها وسوسیالیست ها به نخبگان طبقات وصنوف مختلف جامعه.عموما تشکل های چپ دنیا ریشه دراتحادیه های کارگری ودهقانی دارند.درایران ازگذشته دوران فقدان آگاهی طبقاتی وعدم وجود طبقه کارگر وکشاورز قوی،تشکیل احزاب چپ رابامشکل مواجه کرده است که به همین دلیل آنان نیزبه    تکنوکرات ها وبوروکرات های بالقوه وجوان به عنوان پایگاهی مهم توجه می کنند.کادرمرکزی احزابی نظیر توده بیش از آنکه ریشه درطبقه کارگرراداشته باشند، تکنوکرات ها و بوروکرات ها بودند.به اعتقاد ما استفاده از چارچوبه های تحلیلی منبعث ازشرایط اجتماعی، اقتصادی وسیاسی اروپا وآمریکا دربعضی مواردقادربه توجیه معادلات کشورهای دیگرخصوصا کشورهای درحال توسعه نیست.اماحزب اعتدال به دوراز انحصارگرایی وبر مبنای اصل خدامحوری ومردم سالاری برای توسعه ایران اسلامی راهی جز اعتدال افزایش بلوغ سیاسی درفراروی ملت ایران نمی بیند،تلاش ما آن است که درچارچوب نظام وصرفا درجهت تقویت آن به سازماندهی علاقمندان به عرصه سیاست مبادرت کنیم.نیمی ازموفقیت مادرگروتلاش دوستان حزبی ونیم دیگربه درخواست ورشد سیاسی جامعه مربوط می شود.به نظرما اعتدال صرفا یک حزب نیست بلکه راهی ضروری برای جلوگیری ازعقب ماندگی و توسعه ایران است.   

مساله ای که پس ازتاسیس حزب اعتدال وتوسعه ذهن من رابه خود مشغول نمود معنای سیاسی واژه ی اعتدال بوده است. به تعبیر روشن تر اگر اقتدارگرایان ودموکراسی خواهان رودر روی هم بایستنداعتدال درکدام سو قرارمی گیرداستبداد یا دموکراسی؟ آیا اعتدال برمعنای پایه ی لغوی اش به مفهوم میانه روی رفتاری نیست؟درنهایت اعتدال دررفتارمعنا ویا به معنای میانگین عقایدمختلف وحتی متضاد هم می باشد؟

قبل ازآنکه به این سوال پاسخ دهم لازم می دانم تعریف خودازاعتدال و خصوصا اعتدال سیاسی رابه طور واضح بیان کنم.به اعتقاد ما اعتدال یعنی  رویه ای که طی آن همه نیروهای صادق ومعتقد به انقلاب وکیان ایران اسلامی درفرایند توسعه وآبادی کشور فرصت بروز استعدادها و شایستگی های خود را پیدا کنند صرفا یک چنین فرایندی است که بهترین ها،بهترین سرنوشت رابرای ایرانیان رقم خواهندزد.

متاسفانه دیدگاه های باندی(ونه حزبی)درادوار مختلف فرصت های مناسبی رااز نیروهای شایسته ی موجود در جریانات مختلف سیاسی دریغ کرد،این رویه دربلند مدت موجبات عقب ماندگی کشور را فراهم می کند.

اما درپاسخ به سوال شما باید بگویم که بین استبداد ودموکراسی طیف متنوعی ازرفتارهای جمعی وفردی وجود داردکه تحلیل آن بدون شناخت ریشه های فرهنگی وتاریخی یک کشورمیسر نیست. واقعیت آن است که کشورما هزاران سال درسایه ی شاهان مستبد روزگار گذرانده است واستبدادهمه ی نهادهای اجتماعی اعم از خانواده، سیاست،آموزش وپرورش وغیره تحت تاثیر قرار داده است،رفتارشاهان صفوی، افشارو قاجار را با فرزندان خود مرورکنیدچه سرهابریده شد وچه چشم هاکورگشت در پایان چنین دوره ای دموکراسی فی البداهه حاصل نخواهد شد. واقعیت آن است که استبداد به نوعی در روانشناسی فردی جوامع استبداد زده نهادینه می شودکه حتی آنان که داعیه روشنفکری،اصلاح طلبی، نوخواهی و مدنیت دارندنیزاز این دایره بیرون نمی مانند،رویه جاری در دوران اصلاحات رابادوره اخیرمقایسه کنید،آیاهم شکل هایی در برخوردها نمی بینید؟حتی در      وزارتخانه های غیرسیاسی نیزحذف گسترده نیروهادر دو دوره شبیه همند.

اعتدال سیاسی یعنی تحمل حداکثر نیروهای صادق و کارآمد جریانات مختلف ومنتقد در بدنه تصمیم سازی وتصمیم گیری کشور.به نظرما حذف نیروهادرسازمان هاو وزارتخانه های غیرسیاسی به نوعی اتلاف امکانات مادی وانسانی است وهیچ نوع توجیهی ندارد.اعتدال یعنی فقط نیروهای طرفدارما،مومن ومسلمان نیستندبلکه دیگران هم مسلمانند، شاید بیشتروبهترازما.

پس اعتدال هم درنظروهم درروش مدنظر ماست. اعتدال به مفهوم میانگین دیدگاه هااصلا معنی ندارد ودرعالم واقع هم امکان پذیرنیست،اعتدالیون دیدگاه وروش خاص خودرادارند.نتیجه دوراول انتخابات ریاست جمهوری اخیربه نوعی رویکرد مردم وتحولات ملی وبین المللی راهی جزاعتدال به معنای عام درنظروعمل باقی نخواهدگذاشت.

لطفا بفرماییدحزب اعتدال وتوسعه درکجای جغرافیای سیاسی کشورایستاده است شاید بد نباشد به اختصار تحلیل تان ازشرایط سیاسی موجود کشوررابیان کنید سپس درباره جایگاه وموقعیت اعتدال توضیح دهید:

درمختصات سیاسی کشور،احزاب ذرات معلقی هستندکه تاتثبیت وایجاد جایگاهی مناسب راه طولانی درپیش دارند،به همین دلیل مختصات قدرت درایران بااحزاب تعریف نمی شودبلکه قدرت درجاهایی مستقرومستتراست که عموما خارج ازحیطه نفوذاحزاب واقع شده اند.درقانون اساسی مابه طورکلی و غیرمشخص فعالیت های حزبی مجازشناخته شده امادرچرخش قدرت هیچ جایگاهی برای احزاب قایل نشده اند.اصولایکی ازمهمترین دلایل عدم موفقیت نهضت دموکراسی خواهی درایران به عدم وجودنظام حزبی برمی گردد. بعداز مشروطیت ما حزب وپارلمان داریم اما نظام حزبی وناظم پارلمانی نداریم،به همین دلیل احزاب وپارلمان ها ملعبه دست اشخاص وباندهای قدرت می شوند.دموکراسی ریشه دررقابت سالم احزاب درچارچوب قوانین دارد. با اصلاح قوانین می توان لااقل برنقش نظارتی احزاب درانتخاب کاندیداها به طوررسمی افزود:دربسیاری از کشورها افرادبایدحتماازطریق احزاب کاندیداشوند ودر بعضی ازکشورها هم کاندیداهای مستقل ملزم به تهیه تعداد کثیری اعضا ازگروه های اجتماعی و سیاسی مختلف برای تایید صلاحیت وشایستگی خود هستند. در واقع دستگاه های نظارتی رسمی (نظیر شورای نگهبان درایران) قبل ازآنکه به تاییدیا رد صلاحیت بپردازند، احزاب به عنوان فیلتراولیه این وظیفه رابرعهده می گیرند و به نوعی درقدرت سهیم می شوند، البته دستگاه های نظارتی رسمی،قسمتی از بارتایید صلاحیت ها بردوش گیرند. قینا هیچ حزبی مایل نیست که باانتخاب چهره های مشهور به فسق سیاسی، اقتصادی ویا اجتماعی،وجه خود را درمیان مردم مخدوش کند،به نظر ما چنین روندی به تقویت نظام واحزاب منجرمی شود.

اصولا ایجادنظام حزبی نوعی معماری سیاسی است که به مهندسان خاص خود نیاز دارد.حضوردکترتاج زاده برمسند معاونت سیاسی وزارت کشور به عنوان فردی که ازعلم وتجربه کافی درعرصه ی سیاست برخوردار بود، مایه امیدواری شدولی درگیری خواسته یا ناخواسته ایشان درمسائل نه چندان مهم سیاسی و روزمرگی فرصت مناسبی راازبین برد البته طراحی نظام حزبی به تصمیم گیری درسطوح بالا ترنیاز داشت ولی ایشان می توانست نقش مهمی ایفاکند.

به اعتقاد ما درشرایط فعلی فعالان سیاسی به دوگروه عمده تقسیم می شوند. گروه اول ازطرفداران فعالیت های حزبی تشکیل می شود.طیف وسیع و رنگارنگی ازموتلفه تا مجاهدین انقلاب ومشارکت دراین گروه قرارمی گیرند. این طیف با رعایت خط قرمز های نظام،که همه درسیستم های سیاسی هم طبیعی است ودرچارچوب قوانین خاصی می تواننددررقابتی سالم با یکدیگر، بهترین ها رابه عرصه تصمیم سازی وتصمیم گیری کشوربفرستند.نهضت دموکراسی خواهی  بدون حضورجریانات متنوع به دورازدروغ وریاکاری نخواهد بود.البته منظورمن ازجریانات مختلف یا به عبارت فنی،پلورالیسم حضور بی نهایت حزب وگروه نیست درشرایط فعلی کشور،بین 5تا7 گروه سیاسی می توانندنظام حزبی را پایه گذاری نمایند . البته بحث دراین خصوص به فرصت وبررسی بیشتری نیاز دارد.اما دومین گروه ازفعالان سیاسی،از مخالفان فعالیت های حزبی تشکیل می شود.این عده برمبنای تجارب تاریخی فعالیت احزاب درایران وویژگی های خاص فرهنگی،احزاب رامفیدنمی دانند. ولی عموما هیچ برنامه نظام مندی هم برای قالب بندی افکاروآراءمختلف ندارند.حضورموثراین گروه درمراکز رسمی قدرت آنان رابه نیرویی قابل اعتنا تبدیل می کندوتعامل سازنده وگفتگوبااین عده یکی ازمهم ترین وظایف گروه اول است.به نظرمابدون ایجاد نظام حزبی،رجعت ساختارهای استبدادی دربلند مدت غیرقابل پیش بینی نیست.درحقیقت بی توجهی به ایجاد نظام حزبی به منزله نابودی دستاوردهای انقلاب شکوهمنداسلامی ونفی تلاش مردم فهیم و شهیدپرورایران است.به همین جهت یکی ازمهم ترین ومحوری ترین فعالیت های حزب اعتدال ایجادوفاق وهمگرایی دربین احزاب است،زیرا طرفداران فعالیت حزبی سرنشینان یک کشتی هستندکه اگراین کشتی به سلامت به ساحل آزادی واستقلال(یابه عبارت دیگر دموکراسی) برسد،همه جان بدر   می برند واگرکشتی مزبور به هردلیل متلاشی شودنه ازتاک نشان ماند و نه از تاک نشان. 

به نظرشما پدیده پدرخوانده سالاری درایران ونسبت پدروفرزندی برخی احزاب با بعضی شخصیت هارامفیدمی دانیدیامضر؟البته این شائبه درباره احزاب کارگزاران و اعتدالیه عنوان فرزندان هاشمی ومشارکت به دلیل نسبت اش باخاتمی وجود دارد. اگر شخصیت هایی مانندهاشمی و خاتمی به جای ارتباطات غیرشفاف تعریف شده با احزاب فوق بهتر نیست مانند کروبی به عضویت احزاب همفکردرآیند؟

البته جامعه ای با پیشینه ی استبدادی چند هزار ساله، تا مدت ها استعدادوزمینه پذیرش سنت های پدرسالارانه رانه صرفا درعرصه سیاستکه درعرصه خانواده وجای جای جامعه خواهدداشت،اما شخصیت هایی راکه نام بردیدفرهیخته ترو متواضع ترازآنانندکه آگاهانه وبه میل خود به چنین نقشی تن دردهند.آیت ا... هاشمی که باعضویت درحزب جمهوری اسلامی وحمایتی که ازفعالیت های حزبی می کنند،نشان داده اندکه به نظام ورقابت های حزبی معتقدند،ساحت آقای خاتمی هم مبری ازچنین شبه هایی است.عدم حضورعلنی آنان دراحزاب بیشترریشه درشرایط سیاسی ـ اجتماعی ایران دارد.البته این عزیزان باتوجه به نفوذکلامی که دارند می توانند در تغییر وتعدیل شرایط موجود قوی ترعمل کنند. لااقل انتظار جامعه سیاسی ایران ازآنان چنین است.

مجموعا امیدواریم که درآینده ای نه چندان دورزمینه برای حضورهمه ی نخبگان سیاسی ـ اجتماعی درعرصه ی رقابت های حزبی فراهم شود.غیرحزبی بودن درعرصه سیاست زمینه سازظهور فرصت طلبی ورنگ عوض کردن های مداوم می شود،پس بایدبه ضد ارزش تبدیل شود.

به نظرشما ائتلاف تقریبا اجباریکه درمرحله دوم انتخابات درحمایت ازهاشمی شکل گرفت قابلیت بازسازی دارد؟

سیاست عموما عرصه اجبارهای قبل برآگاهی است.ائتلاف هم می تواندیکی از این اجبارها باشد.چنانچه احزاب درتشخیص منافع ملی که درکل منافع آنان رانیزتامین می کند،درست عمل کنند،ائتلاف مزبور از کارایی خوبی برخوردار خواهدبود.اما به نظرمی رسدکه بازسازی این ائتلاف به زمان بیشتری برای اثرگذاری مناسب نیازدارد.برای چنین ائتلافی یکسری مسائل ازصدرتاذیل باید مورد بحث وبررسی قرارگیرند،بعیداست که انتخابات آینده ازثمره ی چنین ائتلافی درسطح وسیعی متاثرشود.

درحال حاضرحزب اعتدال وتوسعه به طوررسمی وعملی درکدام بلوک سیاسی قرار دارد آیاتشکیل جبهه اعتدال اسلامی منتفی شده است؟

برهمانیم که بودیم ان شاءا... همان خواهیم بود ما همچنان برسبیل اعتدالیم و همه رابه اعتدال درنظروعمل فرامی خوانیم،نتیجه انتخابات ریاست جمهوری اخیر نشان دادکه هنوزاکثریت نه چندان قوی ازجامعه،تحقق آمال وآرزوهای خودرابدست قهرمانان رادیکال ممکن می دانند،درپی آرامش این موج،شرایط مناسب،که یقینارشدسیاسی فراگیرهمراه است،زمینه رابرای تشکیل اعتدال اسلامی فراهم ترمی کند.همانگونه که گفتم درمقطع فعلی اعتدال یک ضرورت اجتناب ناپذیروتجلی عینی آیه ی«رحماء بینهم»درقرآن است.ازنظرسیاسی مادر نقطه ای واقع شده ایم که رادیکال های چپ وراست به مروربه آن نزدیک خواهند شد.

باتوجه به رویکردتقریبا اقتصادی حزب تان وتوسعه گرا بودن،دیدگاهتان رادرباره ی عملکرداقتصادی دولت احمدی نژادتوضیح دهید؟

من متخصص اقتصاد نیستم وپاسخ به این سوال هم خیلی راحت نیست ولی امروزه اقتصاددرعرصه ملی وبین المللی یک علم است وعلم تابع قوانین خاصی است که چندان تحت تاثیرشعارهای پرططراق قرارنمی گیرد.بدون شک همه ماامیدواریم وآرزوی قلبی مان موفقیت دولت است،اینکه رفاه وآسایش مردم توسط چه شخص یاجریانی حاصل شودمهم نیست.ولی حصول هرهدف هم نیازمندتهیه وسایل وامکانات سخت افزاری ونرم افزاریست، به هرحال فعلا قضاوت زود است بایدصبر کرد و آینده رابه انتظارنشست.

 

پس ازروی کارآمدن دولت احمدی نژاد مدیران درهمه سطوح تغییرکردند.لطفا سطح کیفی مدیران فعلی وقبلی رادرقیاس چگونه تحلیل می کنید؟

قبل ازآنکه به این سوال پاسخ دهم لازم می دانم ازروند توسعه گیلان در بیست سال اخیراطلاعاتی رابیان کنم.طبق تحقیقی که آقای دکترپوراحمد کرمانی دانشیار دانشگاه تهران درخصوص روندتوسعه یافتگی استان ها برمبنای روش آنالیزتاکسونومی که ازپیچیده ترین فنون سطح بندبیست،انجام داده اند، رتبه ی توسعه ی گیلان درسال 65، دربین 24استان کشورهشتم بود،این رتبه درسال 76 به نهم ودرسال 82 به سیزدهم نزول می کند.شروع این تحقیق را می توانید درنام پژوهش فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی مطالعه کنید. روندنزولی فوق الذکررامی توانیم بی انصافانه صرفا به مدیران دودهه اخیر نسبت دهیم وآنان رامتهم به سهل انگاری وعدم توجیه تصمیم گیرندگان مرکز نشین نماییم.به استثنای دوره ی مهندس تابش ودوران کوتاه استانداری مهندس صوفی که مسائل ومشکلات استان باصراحت وشجاعت بیان شدواثرآن در بیانات رهبرمعظم انقلاب دراستادیوم ورزشی شهید عضدی رشت انعکاس یافت، سایرمدیران ارشداستان همواره وضعیت گل وبلبلی استان سخن گفتند و گزارش نوشتند.نابسامانی کشاورزی،ورشکستگی صنعت، رکودتوریسم وتجارت دراستان محصول ومعلول این نوع مدیریت است.اما همه گناه وضعیت برگردن مدیران نیست،بسیاری ازآنان درحداعلی ازتلاش وکوشش فروگذارنکرده اند،بلکه «سکوت مامردم»و«نخواستن ما»هم بی تاثیرنبود.یکی ازمعاونین وزیر وقتی ازوضعیت نابسامان استان گله کردیم درغایت گفت:«تا نگرید طفل کی نوشد لبن»به نظرمن هنوز هم دیرنشده است.مدیران کنونی هم اگرخودراصاحب عزا بدانندودکنار مردم قرارگیرندوپژواک خواسته های آنان در بالا شوند،می توانندبه موفقیت خودامیدوارباشند،درغیراین صورت اوضاع بسامان تر نخواهد شد.درشرایطکنونی هم هیچ دلیل واضحی برمزیت مدیران کنونی نسبت به مدیران قبلی،وجودندارد. اکثر مدیران عمرانی استان تغییرنکرده اند وبدون آنکه پاسخگوی 70میلیاردتومان بودجه تزریقی سفرمقام معظم وریاست جمهوری سابق به استان باشند،به فعالیت روزمره خود ادامه می دهند، دربسیاری مواردهم مدیران جدیدهماهنگ تروبا تجربه ترازقبل نیستند،بنابراین هیچ دلیلی برتوقف روندنزولی گذشته وجود ندارد. 

شما غیرازتدریس دردانشگاه،کجا مشغول هستیدآیا ازحوزه مدیریتی کناررفتید؟آیا برای انتخابات آتی برنامه ویژه ای دارید؟حزب اعتدال وتوسعه لیست انتخاباتی اش رابا چه رویکردی خواهدبست؟

کناره گیری من ازمسئولیت های اجرایی ربطی به تحولات اخیرنداردوبه مدیریت اسبق استان برمی گردد. هنگامی که شعارشایسته سالاری عملا نادیده گرفته شدومسئولیت یکی ازمهمترین پست های سیاسی استان دراختیار کسی قرارگرفت که فاقد مشروعیت علمی، تجربی واعتباراجتماعی درمنطقه بود،ترجیح دادم از مسئولیت اجرایی کناره گیری کنم.اما درخصوص انتخابات خبرگان منتظر اعلام نظرمراجع خاص هستیم.به نظر ما احزاب درمقطع کنونی وبا توجه به شرایط وقوانین فعلی قادر به اثرگذاری مستقل ومستقیم نیستند.

درخصوص انتخابات شورای اسلامی،تلاش ما دروهله ی اول،مشارکت حداکثری مردم است.به اعتقاد ما شرایط سخت وشاید غیرمعمول نمی تواندبهانه موجهی برای عدم مسئولیت پذیری اجتماعی باشدازسوی دیگربه نظر دوستان مادرحزب اعتدال شهرهایی باپیشینه رشت،انزلی ،فومن ولاهیجان بایدازشوراهایی به مراتب قوی ترازدودوره ی گذشته برخوردارشوند.شهری چون رشت که زادگاه بزرگانی چون حضرت آیت ا... لاکانی، استاد پورداوود وشاگرد برجسته اش استادمعین بوده وهم اکنون نیز چهره های فرهیخته ای چون پرفسوربهزاد، دکترفائق، دکترتائب،استادخمامی زاده وده ها شخصیت برجسته ی دیگردرآن زندگی می کنند،نباید به حال وروز فعلی دچارشود. امیدواری ما آن است که شرایط به گونه ای مهیا شود،تابرجسته ترین چهره ها زمینه حضور درعرصه انتخابات راداشته باشند.

به اعتقاد ما ارآنجا که شهرموجودیتی چندبعدی دارد، شورای شهربایدترکیبی ازنخبگان فرهنگی،عمرانی، اقتصادی، بهداشتی وعلمی باشد،این مجموعه درکنار علم وتجربه بایدازحداکثراعتباراجتماعی برخورداربوده ومورد وثوق طبقات مختلف جامعه باشند.البته درعرصه عمل نسبیت های خود رابرایده آل ها تحمیل می کنند،منتهی اگرایده آل خودرا اعلی درجه نگیریم بازنسبیت باتحمیل خودواقعیت سطح پایین تری رانصیب ما می کند.

دوستان ما درحزب اعتدال وتوسعه درخصوص انتخاب کاندیداهای مناسب تاحدی پیش رفته اند امالیست ما کامل نیست وآمادگی ائتلاف وهمکاری با انجمن های صنفی واحزاب دیگررامنتفی نمی دانیم. 

به اعتقادمادرشرایط فعلی با اتحاد وائتلاف احزاب وانجمن ها پیروزی سهل الوصول تراست،ظاهرا شرایط استان به سمتی پیش می رودکه احزاب همسو اگربه تقویت مستقیم یکدیگر نپردازندازتخریب گروه های دیگر جلوگیری خواهند کرد.درغیراین صورت باید منتظر امواج ماند تاچه پیش آید.

|+| نوشته شده توسط ک.م+ن.ا در 85/07/11  |
 مصاحبه در باره مرحله دوم هفتمین انتخابات ریاست جمهوری

روزنامه نسیم شماره 1795- سه شنبه 31/3/1384

 

دکترمحمدی درگفت وگوی اختصاصی بانسیم :

«درشرایط عادی،هاشمی 2تا3برابراحمدی نژاد رای می آورد.»

خطرناکترین حالت برای طرفداران آقای هاشمی آن است که ایشان را پیشاپیش پیروز بدانند وازتلاش وکوشش دریغ ورزند،خصوصا در مناطق روستایی وعشایری توجیه مردم نقش اساسی درپیروزی خواهد داشت.

دکترکیوان محمدی،ازفعالان سیاسی ومسئول حزب اعتدال وتوسعه تشکیلات گیلان،درگفت وگوی اختصاصی با نسیم، لزوم به صحنه آمدن گسترده ی مردم درمرحله دوم انتخابات ورای قاطع به هاشمی به منظور استحکام درحفظ نیروهای کارآمدوارتباط منطقی باجهان رامطرح کرد. آنچه که درذیل می خوانید، متن کامل گفت وگوی ابراهیم بهمنی جلالی، مدیرمسئول روزنامه نسیم بادکتر کیوان محمدی است که ازنظرتان می گذرد.

ارزیابی شما ازنتیجه انتخابات چیست؟آیا فکرمی کردید که آقای احمدی نژاد رای بیاورد؟

به نظرمن با ابتکاررهبرمعظم انقلاب،یکی ازبی نظیرترین انتخابات های تاریخ ایران برگزارشد،انتخاباتی که درآن همه ی دیدگاه ها وجناح ها نماینده داشتند، به گونه ای که حتی بعضی ازجریانات اپوزیسیون خارج ازکشورنیز نتوانستند آن راتحریم کنند.جاداردکه برگزاری چنین انتخاباتی رابه مردم بزرگ ایران ورهبرمعظم آن تبریک بگوییم.دراین انتخابات ماشاهدحضور رادیکال های چپ،چپ های میانه رو،میانه روهای واقعی،راست های میانه رو ورادیکال های راست بودیم.نتیجه انتخابات وزن هریک ازجریانات رادرشرایط کنونی نشان داد،البته حضورآقای احمدی نژاد درفینال غیرمنتظره بود، اکثرنظرسنجی ها رأی ایشان را درحدآقای مهرعلیزاده نشان می داد، اماپاره ای اتفاقات موجب ریزش آراء به سوی ایشان شد.

چه عواملی موجب جذب آراء به سوی ایشان شد؟

به نظرمن نوع،شکل وشدت تبلیغات آقای قالیباف به شکلی بودکه نیروهای ارزشی را ازسوی ایشان به سمت آقای احمدی نژاد سوق داد.ظاهرا همنشینی قالیباف بابعضی ازاقشارباب طبع نیروهای ارزشی نبود.

چرا نیروها به سمت آقای لاریجانی نرفتند؟

روانشناسی سیاسی نیروهای ارزشی به گونه ای هستند که درقالب احزاب قرار نمی گیرند،چون جریان تشکیلاتی موتلفه اسلامی پشت سرآقای لاریجانی قرار داشت،اینها به سمت دکتراحمدی نژادرفتند.نیروهای موسوم به ارزشی عموما نسبت به فعالیت حزبی خوشبین نیستند،ازسوی دیگر،شعارهای دکتراحمدی نژاد تداعی گرآرمان های اولیه انقلاب بودوبرای نیروهای ارزشی جذاب تراز شعار هوای تازه اقای لاریجانی بود.

 

آرایش نیروها درمرحله ی دوم راچگونه ارزیابی می کنید؟

درمرحله ی اول طیف های مختلف راست (قالیباف، لاریجانی واحمدی نژاد) مجموعا 5/11میلیون،طیف های مختلف چپ(کروبی،مهرعلیزاده ومعین) مجموعا 5/10 میلیون ومیانه روها به نمایندگی آقای هاشمی1/6میلیون رأی آوردند. به نظرمن طرفداران قالیباف دراین مرحله عمووما جذب آقای هاشمی خواهند شد،زیرا نیروهای موسوم به ارزسی دردور اول به سمت احمدی نژاد رفتند و موجب شکست آقای قالیباف هم شدند،احتمال حمایت بدنه نیروهای رای دهنده به قالیباف درمرحله دوم ازهاشمی خیلی زیاداست،بااین حال اگرنصف آراءقالیباف راهم به حساب آقای احمدی نژاد بنویسیم،مجموعه طیف راست درایده آل ترین شرایط حدود 9تا5/9میلیون نفر خواهند بود،ولی اگرنصف رای طرفداران قالیباف رابه حساب آقای هاشمی واریز کنیم،آراء بالقوه ای که آقای هاشمی قادرندجذب کنند،حدود5/18میلیون خواهد بود، زیرا طیف هاشمی وطرفداران چپ به سوی دکتراحمدی نژاد دردوردوم باید ازبین 9میلیون نفر رای جمع کند،درحالیکه آقای هاشمی ازبین 5/18میلیون نفر رأی جمع می کند،منتهی طرفداران احمدی نژاد دارای انسجام ایدئولوژیکندودرصد بالایی از9میلیون رای بالقوه خود را جذب خواهند کرد،درحالیکه طرفداران آقای هاشمی درطیف رنگارنگی ازعقاید وسلایق قراردارندومعلوم نیست که در مرحله دوم چقدرپای صندوق ها خواهند آمد، اگرموجی که اکنون ایجادشده همچنان باقی بماند، درشرایط عادی آقای هاشمی حداقل 2تا3برابراحمدی نژاد رأی دارداصولاهرقدرحضورمردم پر رنگتر باشد، پیروزی آقای هاشمی هم محتملتر وقویتر است، خطرناکترین حالت برای طرفداران آقای هاشمی آن است که ایشان راپیشاپیش پیروز بدانند وازتلاش وکوشش دریغ ورزند، خصوصادرمناطق روستایی وعشایری توجیه مردم نقش اساسی در پیروزی خواهد داشت.

آیااحتمال تخلف موثردردوره ی اول ویاحتی دوره ی دوم رامنتفی می دانید؟

اظهارنظردراین خصوص نیازمنداطلاعاتی دقیق ازسراسر کشوراست که من فاقد آنم،امادرسطح استان تخلف مشهود وموثری که درسلامت آراءتاثیرعمده ای داشته باشد به چشم نخورد،اصولا درساختار شایعه پذیرجامعه ما تلقین چنین مسائلی غیر عادی نیست.

درانتخابات سال 76هم شایعه شده بودکه محمد بنویسید وعلی بخوانید! در حالیکه چنین نشدوازوزارت کشوری که دست محافظه کاران بود،خاتمی اصلاح طلب بیرون آمد.به نظرمن هنوز نظام ما درمجموع سالمتراز آن است که شائبه چنین مسائلی موجب تشویش جدی اذهان عمومی شود.ولی احتیاط دراجرا ونظارت دقیق خصوصا دردور دوم،شرط عقل است.امیدواریم که مسئولان اجرایی و نظارتی آنقدر دقیق عمل کنندکه درموضع اتهام قرار نگیرند.

آیا اصلاح طلبان ازآقای هاشمی حمایت خواهند کرد؟ استقبال آقای هاشمی ازآنان چگونه خواهد بود؟

اصلاح طلبان راه دومی ندارند،پیروزی جریان آقای احمدی نژادبه نوعی پایان حیات سیاسی آنان است،به همین دلیل احتمالا بیش ازطرفداران هاشمی مایل به پیروزی ایشان هستند.آقای هاشمی هم ازقبل اعلام    کرده اند که از شایستگان همه ی جریانات سیاسی در دولت آینده استفاده خواهند کرد، براین مبنا شایستگان هردوجناح می توانند بادولت آقای هاشمی همکاری و تعاملی سازنده ومفیدداشته باشند.

احتمال پیروزی آقای احمدی نژاد چقدراست؟آیا دولت ایشان تندروخواهدبود؟

عالم سیاست درکشورهای درحال گذربسیارسیال است ودرآن هیچ چیز غیرممکن نیست.درصورت استقبال مردم ودرشرایط عادی احتمال پیروزی ایشان کمتراز5% است،البته هیچ حریفی رانباید دست کم گرفت،اما در خصوص خط ومشی دولت ایشان بایدازمسئولان ستاد سوال کنید،ولی ازآنجاکه خط و مشی دولت ها شدیدا تحت تاثیرساختارهای فرهنگی ـ اجتماعی واقتصادی داخلی واوضاع واحوال بین المللی قراردارد،دولت ایشان هم با ایده آل های ارزشمندی که مطرح می کنند،فاصله  بسیارخواهدداشت.البته من با کسانی که دولت ایشان رادولت وحشت یا پیروزی طالبانیسم مطرح می کنند موافق نیستم درنظام ولایی مابا مردم هوشیار ایران،هرگز چنین پدیده ای رخ نخواهدداد.

ترکیب دولت آینده چگونه خواهد بود؟

باتوجه به پراکندگی آراء،هرکس که پیروز شودچاره ای جزء تشکیل دولت ائتلافی نخواهد داشت،درشرایط کنونی،هیچ جریان سیاسی قادر به تشکیل دولت خاص خود نیست،چون ازاکثریت قاطع برخوردارنیست،به هرحال ما امیدواریم که آنچه خیرملت ایران است پیش آید.

|+| نوشته شده توسط ک.م+ن.ا در 84/03/31  |
 تحولی در تاریخ سیاسی ایران
روزنامه نسیم شماره 1787- یکشنبه 22/3/1384

 

کیوان محمدی :

نهمین انتخابات ریاست جمهوری ،نقطه ی اوج تحول درتاریخ سیاسی ایران

درگفت وگویی بادکترکیوان محمدی،عضوهیات علمی دانشگاه گیلان ورئیس تشکیلات گیلان درحزب اعتدال وتوسعه،ویژگی های نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ونقش احزاب را دراین برهه اززمان جویا شدیم.آنچه درذیل می خوانید مشروح مصاحبه ی ابراهیم بهمنی جلالی،مدیرمسئول روزنامه ی نسیم بادکترکیوان محمدی می باشدکه ازنظرتان می گذرد.

به نظرشما اساسی ترین ویژگیهای نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کدام است؟

اگربه انتخابات ادوارگذشته مروری داشته باشیم،عموما رابطه ی احساسی و عاطفی بین مردم وکاندیداهای مطرح برقراربود،درحقیقت انتخاب ها برمبنای شوروعشق انجام می شدوعقلانیت وحسابگری سیاسی برمبنای منافع ملی کمتر به عنوان شاخص انتخاب اصلح موردتوجه ی مردم قرارمی گرفت،البته عموما شورانقلابی پاسخگوی دوران پرآشوب انقلاب هم بود،ولی این شورهمیشگی نیست وخلاصه فروکش خواهدکرد.

دراین دوره شاید انتخابات پرشورترازدفعات قبل نباشد،اما علائمی ازبکارگیری شاخص های عقلانی درانتخابات دردست است،پس حتی اگرازنظرکیفی       می توانیم باتوجه به نوع برخوردمردم،انتخابات این دوره رانوعی تحول درتاریخ سیاسی ایران به حساب آوریم.

اگربه لایه های مختلف اجتماع توجه کنیم،نوعی شک و تردید در انتخاب وجوددارد،آنان بی تفاوت وبی خیال نیستند اتفاقا ازاوضاع تحلیل دارند،ولی چون در    انتخاب های مبتنی براحساس به ایده آل های سربه آسمان خود دست نیافته اند،این بارحسابگرشده اند،این حسابگری به مرورما رابه شاخص های عقلانی درانتخاب مسئولان هدایت می کند،البته هنوزبااین دوران فاصله داریم، زیرا هنوز وفاق اجتماعی درخصوص منافع ملی وجود ندارد،درحقیقت جامعه ازپدیده ای به نام منافع ملی تعریف وشناخت واحدی نداردوحسابگری کنونی هرچند یک قدم به جلواست،ولی حسابگری فردیست.

حسابگری های این دوره هم جمعی ودرقالب احزاب وانجمن های صنفی نیست،بلکه توده ی مردمی اعتناجدی به تشکل های سیاسی وصنفی به طور فردی تحلیل      می کنند، تصمیم می گیرندو درغایت رأی می دهند،نتیجه گیری آنان محصول یک سری مباحث سازمان یافته نیست،این رفتارهنوزشبیه رفتارسیاسی جوامع توده ای ودرحال گذاراست به همین دلیل پیش بینی طرف برنده خیلی مشکل است،زیرا ممکن استدرآخرین لحظات یک بحران، حادثه یارویدادمثبت یا منفی برجریان کلی انتخاب اثر بگذارد.درچنین شرایطی انتخابات بیشتر شبیه شرط بندی است تا انتخاب برمبنای عقل ومنطق.

انتخاب بدون سازمان دهی سیاسی ـ اجتماعی توده ی مردم هرگزمتضمن حفظ دستاوردهای ملت درعرصه دستیابی به حقوق اساسی خود نیستآقای هاشمی ازمعدود افرادیست که به این نکته وفوق یافته وعملا باتشکیل حزب جمهوری اسلامی وحمایت ازتشکیل چند حزب وانجمن دیگردرطول انقلاب،اعتقادخود به سازماندهی حزبی وصنفی جامعه رابه اثبات رسانده است.همه ی آحاد جامعه باید به این درجه ازآگاهی اجتماعی وسیاسی برسندکه صرفا بانهادینه کردن احزاب وانجمن هایی که می توانند دستاوردهای اصیل انقلاب که حاصل تلاش وجانفشانی خود وفرزندانشان راحفظ نمایند،درغیراین صورت،به مرور آنچه رابدست آوردیم رابه امروز ازدست خواهیم داد.

یعنی شما احزاب کنونی را نادیده می گیریدوبرای آنان کارکردی قایل نیستید؟

درهرحال وجود احزاب فعلی بهترازعدم وجود آن است،امااگراحزاب کنونی راازصحنه ی سیاسی حذف کنیم چه اتفاقی می افتد،کجای کاراین مملکت لنگ     می شود؟ما باید بدانیم وبپذیریم که صرف وجوداحزاب دریک جامعه به منزله وجود سازماندهی حزبی نیست، نظام حزبی وسازماندهی سیاسی ـ اجتماعی یعنی اینکه دریک جامعه با شرایط قومی مذهبی وسطح اقتصادی واجتماعی وفرهنگی معین به چند حزب وبا ویژگی هایی نیازداریم،درحقیقت ما اینجا به یک نوع خاصی ازمعماری،یعنی معماری سیاسی نیازمندیم. حضور آقای تاج زاده درحوزه سیاسی وزارت کشورباتوجه به تجربه وسطح تحصیلات ونوع تخصص ایشان نوید چنین طراحی رامی داد،اما ایشان با درگیری درامورجاری و روزمره، فرصت بسیارمناسبی را عمدا یا سهوا ازدست دادند و ما امیدواریم که دولت آقا ی هاشمی بتواندبا عنایت به قانون اساسی و نظام ولایی نوع خاصی ازنظام حزبی رابه دنیا معرفی کندالبته درجامعه ای که دولت براقتصاد چمبره زده وبدله آن باخصوصی سازی منطقی مقابله می کند، عرصه ی قدرت سیاسی نیز به عرصه ی قدرت سیاسی نیز به سادگی دراختیاربخش خصوصی یعنی احزاب وانجمن ها قرارنمی گیرد،برای نیل به این هدف،به کار،کوشش وتلاش بیشتر نیازمندیم. اگراحزاب قدرتمند تشکیل شوندونمایندگان شوراهای شهر،مجلس شورای اسلامی وریاست جمهوری ناچاربه تعرفه ازسوی آنان باشند، هرگز هزار نفرکاندیدای ریاست جمهوری نمی شوندتاشورای نگهبان به منزله ی جزئی اساسی از نظام باحذف تقریبابه حق آنان زیرسوال قرارگیرد.این بار هم اگرهوشیاری ریاست محترم مجلس ورهبرفرزانه انقلاب نبود،کاسه کوزه ی بسیاری ازندانم کاری ها بر سر شورای نگهبان می شکست،درحالیکه افرادشورای نگهبان موجه ومحترمند،اشکال درقسمتی ازساختارسیاسی جامعه است که باید تغییرکند.درانتخابات ریاست جمهوری هرچند حزب ویاحداکثرهرحزب می تواندیک کاندیدا داشته باشد،بنابراین هرگزامکان ثبت نام هزارنفروشاید در سال های آینده ده هزارنفروجود نداردکه با حذف آنان وجهه نظام خدشه دار شود،بنابراین کارکرد احزاب در انتخابات، آموزش سیاسی،ایجادارتباط بین قاعده وراس هرم قدرت سیاسی واجتماعی باید درقانون به طور شفاف مشخص شود.الان آنان که به فعالیت سیاسی علاقمندند، بجای حضور در احزاب وانجمن هابدنبال جذب وجلب نظرارکان قدرت اقتصادیند،این رویه به مرور پول سالاری را برصحنه ی سیاسی حاکم می کندورفتار سیاسی مردم برمبنای پول شکل می گیرد.اصالت دادن به پول در انتخابات به مرور به حذف عنصر اصلی یعنی مردم منجر شده وبه مرور جامعه ی سیاسی به فساد کشیده می شود.  

یعنی شما عنصر پول را درسیاست نادیده می گیرید؟

بی مایه فطیر است ولی حاکمیت پول برسیاست همه چیزرا به گند می کشد.تجربه مجلس ششم را فراموش نکنید که یک نفر وشایدیک جریان، تعدادزیادی از مجلسیان راازصدر تاذیل نمک گیرکرد وازطریق آنان سعی کرد که قوانین دلخواه خود رادرمواردی به تصویب برساند.اگرسازماندهی حزبی شکل گیرد،قدرتهای اقتصادی نیز چاره ای جزحضور دراین کانال ها ندارند و چون دراحزاب نظارت جمعی وجود دارد،یک نفربه سادگی قادربه تحمیل اراده خودبردیگران نیست و    کمک های مالی قدرت های اقتصادی برمبنای حساب و کتاب دقیق دریافت وهزینه خواهد شد.

درانتخابات فعلی پول چقدرنقش ایفامی کند؟

خیلی،بعضی ازکاندیداها آنقدرهزینه می کنندکه برای مردم شک وشبهه ایجاد شده است.متاسفانه کاندیداهای مجلس الگوی رفتاری رادرعرصه سیاست پدید آورده اند که عده ای صرفا بادریافت پول،دکان وخانه اجاره      می دهند، پوستر می چسبانند،ماشین وموتوردراختیار    می گذارند وهرکاردیگرمی کنند متاسفانه این رویه مزموم دامنگیرنسل آینده هم شده است درپاره ای ازنقاط به گوش می رسدکه درانتخابات شوراهای دانش آموزی   نیزکاندیداها باساندویچ ونوشابه درواقع رأی می خرند، اگراین به یک فرهنگ تبدیل شودیک فاجعه است، در حالیکه شرط اساسی تحقق وتوسعه دموکراسی آنست که مردم از وقت وامکانات مادی ومعنوی خود به عنوان یک وظیفه ورسالت اجتماعی درجهت انتخاب اصلح استفاده نمایند.درچنین شرایطی راه وجابرای نخبگان واقعی جامعه که قادربه گره گشایی ازمعضلات مردم هستند بازمی شود، درغیراین صورت شرایط برای فرصت طلبان وکاسب های سیاسی هموارمی شود.

آقای هاشمی دراین دوره تاکنون به گونه ای عمل     کرده اند که این الگو شکسته شود.بیش از95%ستادهای آقای هاشمی به صورت خودجوش شکل گرفته اند و بسیاری ازهزینه های آن به صورت مردمی پرداخت شده است،آقای هاشمی چه رئیس جمهور باشدوچه نباشند،دراین دوره الگویی راارائه داده اندکه می تواند درس مناسبی برای همه ی علاقمندان به عرصه ی سیاست علمی در ایران باشد،برای تحقق وتوسعه دموکراسی همه بایدهزینه کرده وازمزایای آن استفاده کنند.وقتی 90% هزینه های یک انتخابات توسط یک یا چند نفر تامین شود،90% مزایا نیز مورد انتظار آنهاست،درچنین شرایطی خرید شناسنامه به بهای اندک شکل می گیردورفتارهای سیاسی به وجود می آیدکه به جزفساد و تباهی دردراز مدت،ثمری نخواهد داشت.

حضور نظامیان درعرصه ی انتخابات راچگونه ارزیابی          می کنید؟

اگر منظورتان کاندیداهاست که پدیده ی تازه ای نیست، دردوره ی قبل هم کاندیدای نظامی داشتیم.اگرانتخاب شدن راحق همه ی مردم بدانیم،نظامیان هم قسمت مهمی از مردمند وچنانچه بتواننددرچارچوب قانون اساسی و سایر قوانین کشوری آراء مردم رابه طور سالم جلب کنند، چه اشکالی دارداما اگر منظورتان حضور نظامیان درعرصه تبلیغات برله یا علیه کس یا کسانی است،این امردر وصیت نامه سیاسی ـ الهی امام (ره)مردوداعلام شده ومن بعید می دانم که هیچ یک ازعزیزان نظامی مستقیم یاغیرمستقیم به این عرصه واردشوندزیرابه این ترتیب علاوه برازدست دادن مشروعیت اجتماعی،مرتکب خلاف هم شده اند.

مقام معظم رهبری نیزتاکنون دراین خصوص نظر جدی ارائه نفرمودندوازآنجا که جامعه راه ایشان را ادامه ی راه امام می پندارد،بعید می دانم که ایشان نیز نظری خلاف حضرت امام داشته باشند.آنان که حضور نظامیان در  عرصه ی کاندیداتوری را غیر عادی می دانند،نوعی جنگ روانی رابرعلیه بعضی کاندیداها سازماندهی کرده اند،به نظر ما این نوع جنگ روانی جز تضعیف سازمان های نظامی ونظامیان که تاکنون نقش مهمی درحفاظت ازکیان کشور داشته اند نتیجه گیری دیگری نداردوازسوی دیگر موجب تشویش وپریشانی اذهان عمومی می شوند.مردم باید درانتخابات آزاد باشندواگرمناسب دیدند،به نظامیان سابق هم رأی دهند.
|+| نوشته شده توسط ک.م+ن.ا در 84/03/22  |
 آقای کروبی هم رای نمیآورند

 

 

آقای کروبی یقینا رأی نمی آورند.

سفر اخیرحجت الاسلام والمسلمین کروبی به گیلان موج جدیدی ازتوجه به انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری رابه دنبال داشت ودراین خصوص دیدگاه های مختلفی عرضه شد.

نسیم؛به جهت اهمیت موضوع وبه جهت تنویر افکار عمومی، برآن شدگفتگویی کوتاه بادکتر کیوان محمدی یکی ازاعضای هیات علمی دانشگاه گیلان انجام داده،ونظرات ایشان رادرخصوص سفرآقای کروبی به گیلان وتحلیل مباحث مطروحه درچندهفته ی گذشته جویا شودکه درذیل می آید.

ارزیابی شما ازسفرآقای کروبی به گیلان چیست؟

باتوجه به نتیجه اکثرنظرسنجی ها،آقای کروبی دراکثراستان هاازجمله گیلان، از موقعیت مناسبی درمیان مردم برخوردارنیستندوسفرهای ایشان تلاشی احتمالا ناموفق درجهت بهبوداین وضع است ودراینکه آقای کروبی یقینارأی نمی آورندهیچکس(حتی مسئولان ستاد ایشان) شک ندارند،امابعضی ازافراد منتسب به ایشان در نظردارندکه ته مانده ی محبوبیت ایشان درجامعه رابه نفع خودخرج انتخابات آینده ی مجلس کنندولااقل دراین برهه آبرومندانه ببازند، اما متاسفانه دراین راه هم درخور شأن آقای کروبی رفتارنمی کنند،ریخت و پاش ها ورفتارهای خلاف عرف گذشته،تداعی گربعضی ازجریانات منفی حوزه ی اقتصادیست که وجاهت شیخ کهنه کار انقلاب را هرچه بیشتر خدشه دار می کند. دوستداران صدیق آقای کروبی درحفظ حرمت ایشان که از ذخایر مسلم انقلاب هستند،باید به دقت بیشتری مبذول نمایندومواظب جریانات نفوذی وظاهرالصلاح باشند،به هرحال سفرایشان به گیلان نقش موثری درگرمی بخشیدن انتخابات ریاست جمهوری دارد،اما احتمالادرمیزان رأی ایشان تفاوت اساسی ایجادنخواهدکردوشاید هزینه های سرسام آوراین سفربه مرور به سوالی بی جواب تبدیل شده واز آراء ومتاسفانه محبوبیت ایشان بکاهد.

پاسخ آقای کروبی به بیانیه آقای هاشمی راچگونه تحلیل    می کنید؟

پاسخ تنظیم کنندگان بیش ازآنکه دارای ابعاد سیاسی باشد،ازابعادروانکاوانه برخورداراست.قسمت انتهایی نوشتار برنوعی احساس تحقیرازبرخوردهای آقای هاشمی تاکید داردونوعی خشم وعصبانیت ازسطر سطر نوشته به چشم می خورد،غافل ازآنکه هاشمی وکروبی همواره سرنشین یک قطار بوده اندو هنوزهم سرنوشت آنان رادرمسیری کاملا جدای ازهم قرارنداده است،جا داشت که پاسخ ایشان معتدل ترنگاشته می شد،آقای کروبی وهمه ی بزرگان انقلاب باید بدانندکه فحاشی وخشم نسبت به یاران قدیم آنان راتطهیرنمی کند،بلکه جوانمردی ورادمردی آنان را زیر سوال می برد.

به هرحال مردم وحتی نسل سوم وچهارم انقلاب آنقدر صاحب بلوغ سیاسی و اطلاعات تاریخی هستندکه بداننداگرهاشمی رئیس جمهوربود،کروبی هم رئیس مجلس یا رئیس رکن دیگری از نظام بود وتخریب هریک به طور طبیعی تخریب دیگری را به دنبال دارد مردم را دست کم نگیریم وباآنان بازی نکنیم،مجموعا جوابیه ی ایشان رانوعی خودزنی می دانم واولین اثرمخرب آن هم ایجاد انشقاق درصف مجمع روحانیون بود.

به هرحال امیدوارم که شکست آقای کروبی دراین انتخابات پایان غم انگیز یک جریان موثردرون نظام نباشد.راه توسعه دموکراسی درایران طولانی و دشوار است وحضورپرقدرت ومنسجم گروه هایی نظیرمجمع روحانیون، قوت قلبی برای همه ی جریانات است.نهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری هم به پایان خواهد رسید، امیدوارم دوستی ها هرگزبه پایان نرسند و مجمع قادر به رفع بحران درونی خود باشد.  

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط ک.م+ن.ا در 84/03/18  |
 ایت الله هاشمی مظهر اعتدال سیاسی و توسعه ایران

 

کیوان محمدی:

هاشمی مظهراعتدال سیاسی وتوسعه ایران

فعالیت سیاسی درکشور ماباموانع ومشکلات بسیاری روبروست، اکثرنخبگان وتحصیل کردگان ازچنین     عرصه ای می گریزند،آنان هم که باقی می مانند سلسله کوهستان هایی ازمشکلات مالی،سیاسی،حیثیتی و... را در مقابل می بینند علیرغم شعارهایی هم که دراین چندسال اخیرعنوان شد،متاسفانه دولت هم اقدام اساسی درتقویت احزاب نمی کند، اصلا حوزه معاونت سیاسی استان انگارتعطیل است،هیچ صدایی شنیده  نمی شود.

 

اشاره:

نظربه اینکه جامعه ی ایرانی در27 خرداد84بایددست به تصمیم گیری سرنوشت سازبزند،بیشترین حرف و   حدیث ها معطوف به انتخابات ریاست جمهوری و کاندیداهای حاضردرآن می باشد.

گیلان نیز درروزهای اخیر شاهدفعالیت وحضور کاندیداهای مختلف می باشد، به این بهانه مصاحبه ای باکیوان محمدی،استاددانشگاه گیلان ومسئول حزب اعتدال وتوسعه تشکیلات گیلان ترتیب داده ایم که ذیلا ازنظر خوانندگان نسیم می گذرد.

 

آقای محمدی ازانتخابات چه خبر؟ برنامه ی حزب اعتدال برای انتخابات ریاست جمهوری چیست؟

حزب ما هم با احتیاط واعتدال انتخابات ریاست جمهوری رادنبال می کند، احتیاط واعتدال نه ازبعد تعرفه کاندیدا،که ازبعدرقابت بادیگران.همانطور که اطلاع دارید،شاید مااولین حزبی بودیم که به وضوح کاندیدای مورد نظرخود یعنی آقای هاشمی رفسنجانی رابه صراحت به عنوان تنها انتخاب خوداعلام کردیم،مامعتقدیم که درشرایطکنونی شایسته ترازایشان نداریم،آقای هاشمی آخرین فرد ازنسل اول انقلابندکه قادرندفراتر ازعرصه مدیریت اجرایی کشور منشاء اثر باشند.

 

اگرایشان وارد صحنه نشدند برنامه چیست؟

مادلیلی برای عدم حضورایشان نمی بینیم واز شواهد وقراین هم برمی آیدواز شواهد وقراین هم بر می آیدکه ان شاء اﷲ ایشان وارداین عرصه خواهندشد.

اما اگربه هردلیل مصلحت ندیدندکه عنوان کاندیدا حاضرشوند، بایدبه خواسته ی ایشان احترام گذاشت، در چنین شرایطی حزب ماهم فکردیگری خواهدکردو    برنامه های خودرامتعاقبااعلام خواهیم کرد،امادرشرایط فعلی ماهیچ آلترناتیوی رادرحدایشان نمی دانیم.

ایشان عصاره انقلابند،مسایل ومشکلات کشوررابخوبی می شناسند، از نیروهای موثر وتوانمندکشورشناخت دارند و نشان داده اندکه دراستفاده ازاین نیروها تمایلات خودخواهانه وجناحی رادخالت نمی دهند.

ازسوی دیگردنیا وسازمان های بین المللی برروی ایشان حساب جداگانه ای بازمی کنند ومی دانندکه حرف ایشان قابل اتکاء واعتماداست.

به نظرما حتی مخالفان ایشان که درهنگام قدرت تمام تلاش غیرموثرخودرا برای سلب حیثیت ایشان انجام دادند،ازته قلب امیدوارندکه ایشان مجددا قدرت اجرایی کشور را بدست گیرند.

ارزیابی های مقدماتی نشان می دهدکه اکثریت قریب به اتفاق مدیران اجرایی کشور نیزهاشمی راانتخاب  اصلح می دانند،زیرا هیچ کس درحدایشان قادربه جمع وجور کردن اوضاع نه چندان بسامان کنونی نیست ونکته مهم دراعتمادبالای رهبری به توانایی وصداقت ایشان است که این اعتماد می تواند درایجاد فضایی مطلوب ومناسب موثرباشد.

نظرتان درخصوص سایرکاندیداهاچیست؟

نظرشخصی من درخصوص اکثرکاندیداها مثبت است،به هرحال چهره های مطروحه درمراحل مختلف انقلاب وجنگ ازخودرشادت وشهامت نشان دادند. جناب آقای دکترولایتی ازپرسابقه ترین دیپلماتهای تاریخ معاصرایران است و دردورانی بسیارسخت ازکیان این کشوردرعرصه بین المللی دفاع کرده اند.

دکترلاریجانی ازچهره های چندبعدی این نظامندکه علاوه برعرصه فعالیت های سیاسی ـ نظامی،درعرصه ی فرهنگی هم ازخودسابقه ی قابل قبولی بجا گذاشته اند، دکترقالیباف که ازدوران جنگ ایشان را می شناسم،انسانی بسیاردوست داشتنی تراز تصورجامعه هستندوتوان مدیریتی ایشان درمدت کوتاه خدمت درنیروی انتظامی برهمگان آشکارشده است ودردراز مدت حضور چنین نیروهایی درعرصه مدیریت کشورنوید بخش آینده ای روشن خواهد بود.اگربه خاطر شرایط خاص کشورمقررباشدکه رئیس جمهور آینده روحانی باشد،به استثنای جناب آقای هاشمی،هیچ کس درحد دکترحسن روحانی نیست ایشان درمذاکرات هسته ای به عنوان  چهره ای بین المللی مطرح شده اند ودراین مذاکرات توانایی های دیپلماتیک خودرابه درستی نشان داده اند.

آشنایی ایشان با ابعاد مختلف امنیت ملی امتیاز بزرگیست که کمترکسی ازآن برخوردار است.

اما من حیث المجموع هیچکدام ازعزیزان فوق الذکر و سایر افرادی که کاندیدا شده اند،همان گونه که مقام معظم رهبری هم فرموده اند،رنگ وبو وتوان جناب آقای هاشمی راندارند،البته حضوراین عزیزان وسایرشایستگانی که به هردلیل واردصحنه کاندیداتوری انتخاب نشده اند،نوید بخش آینده ای مطمئن برای اداره ی کشور است وامیدواریم که افرادوجریانات سیاسی با درایت وبلوغ سیاسی سلب حیثیت هیچکس را هدف تبلیغات خود قرار ندهندتا کشور از سیاستمداران خدوم محروم نشود. 

به نظرما هیچ یک ازکاندیداهای فعلی چون آقای هاشمی جامع الاطراف نیستند.

موقعیت آقای هاشمی رادرلایه ها وطبقات مختلف چگونه ارزیابی می کنید؟

قبل ازپاسخ به این سوال باید ارزیابی ازفضای عمومی کنونی داشته باشیم.در آخرین سال دولت آقای خاتمی نشاط سیاسی وجودندارد،بسیاری ازاشخاص و روزنامه ها که درسال پایانی حکومت آقای هاشمی آزادانه به بیان افکارو عقاید خود می پرداختند،درشرایط کنونی ازصحنه فعالیت کنارمانده اند.

اگرازموانع ومشکلات درقالب اشخاص وسازمان ها نام ببریم، خواهیم دیدکه درهر دودوره عوامل اصلی تغییر نکرده اند، ایجادنشاط سیاسی درآن سال ها ناشی از درایت دولت هاشمی بودودراین فضا بودکه شورعمومی دوم خرداد بوجود آمد،آقای هاشمی درآخرین نماز   جمعه های دوران ریاست جمهوری خود آن نشاط سیاسی را تضمین کردند،درشرایط کنونی دولت تاکنون قادر به ایجاد شورونشاط سیاسی نشدواحتمالا انتخابات ریاست جمهوری آینده روند کنونی چندان پرنشاط نخواهد بود و این ربطی به کاندیداتوری آقای هاشمی ویا دیگر کاندیداها وغیره ندارد.

یعنی شما معتقدید که عملکرد آقای هاشمی قابل نقد ، انتقاد و یا  حتی اعتراض نیست؟

یقینا آقای هاشمی معصوم نیستندوچون ازدوران جوانی تاکنون خیلی املاء نوشته اند،می توان بسیاری ازاشتباهات رابه ایشان نسبت داد اما این اشتباهات بعضا درست، گهگاه غلط ودربسیاری موارد غرض آلودبوده است.

ما هنگامی که نخبه ها راکشتیم ونابود کردیم،بعدآه وناله سر می دهیم وکتاب نخبه کشی می نویسیم،این عادت غلط را بایدازبین ببریم.درعرصه ی ورزش به دایی، در عرصه ی هنربه دیگران وبدین شکلبدنه ی جامعه ی خودراازنیروهای توانمند خالی می کنیم ومهمترآنکه جسارت کار راازنیروهای جوان وخلاق  می گیریم.

این برخوردهامردم را به این نتیجه می رساندکه کارکردن یعنی فدا شدن،یعنی باحیثیت خودبازی کردن! هاشمی باورود به صحنه ی انتخابات نشان می دهد که تمام حیثیت تاریخی خود را فدای انقلاب اسلامی،یعنی راهی که از دوران جوانی وشایدنوجوانی انتخاب کرده می کند.

چرابایدچنین سرداری رابه بهانه اشتباهاتی که درسایر جوامع چندان درعرصه ی سیاست غیرعادی ونامانوس نیست ازخدمت محروم کرد.

آقای هاشمی باحضور درانتخابات مجلس ششم وتمکین به رأی مردم وبدون کمترین تعرض به آنان که با تمام وجود حتی ناجوانمردانه حیثیت ایشان راهدف قرار دادند، درس بزرگی ازجوانمردی ودموکراسی را عرضه کرد و یقین داریم که درانتخابات آینده ریاست جمهوری، حضوریاعدم حضورایشان می تواند درس بزرگی برای تاریخ سیاسی ایران وسیاستمداران این کشورباشد.

بهرحال من فکرمی کنم مسئله اصلی ما،حضوریاعدم حضورآقای هاشمی نیست،بلکه توانایی های دستگاه های مربوطه درایجاد شور وشعورسیاسی در جامعه است.اتفاقا رویه ای که آقای هاشمی انتخاب کرده اند،به ایجاد چنین فضایی کمک کرده است.به روزنامه ها وسایت های خبری توجه کنید،یکی ازمهمترین محورهای خبری وتحلیلی،به حضوریا عدم حضورآقای هاشمی اختصاص دارد.به هرصورت ماامیدواریم اشتباه وبعضا ظلمی که جناح های افراطی چپ درحق آقای هاشمی مرتکب شدند،ازسوی سایرجناح ها تکرار نشود.نقد وانتقادهم باید عادلانه وخیرخواهانه باشد،نه معترضانه وخودخواهانه!

چرا حزب اعتدال گیلان درسال 81و82برنامه های خوب وحساب شده راآغازکرداما درسال 83فعالیت چندانی نداشت؟

 

فعالیت سیاسی درکشورمابا موانع ومشکلات بسیاری روبروست، اکثرنخبگان وتحصیل کردگان ازچنین     عرصه ای می گریزند،آنان هم که باقی می مانند سلسله کوهستان هایی ازمشکلات مالی،سیاسی،حیثیتی و... را در مقابل می بینند.

علیرغم شعارهایی هم که دراین چندسال اخیر عنوان شد،متاسفانه دولت هم اقدام اساسی درتقویت احزاب  نمی کند،اصلا حوزه ی معاونت سیاسی استان انگار تعطیل است،هیچ صدایی شنیده نمی شود.

ظاهرا آنان که داعیه ی توسعه ی سیاسی داشتند، خسته، مایوس، ناامید ویا از نظراجتماعی منزوی شده اند.دوستان ماباید بدانند که درجامعه ای با پیشینه 2500 سال استبدادوحکومت متمرکز،شرایط بوجود آمده تقریبا عادی وطبیعی است وبرای نابودی این روانشناسی تاریخی،جزتلاش وکوشش فراوان را دیگری نداریم.به حرمت خون شهدا و به پاسداشت فداکاری ها و    جانبازی های این ملت هم که شده،نیروهای سیاسی جریانات درون نظام حق ندارند ناامید و مایوس شوند،به نظرما ایران به همه ی آنان به اشکال مختلف نیاز دارد.

درخصوص میزان فعالیت حزب درسال83،من هم با شما هم عقیده ام که دچاررکودبوده ایم.البته فقدان مکان مناسب وبسیاری مشکلات دیگردراین رکود موثربوده است.البته درسال84 بابرگزاری مراسم در روزهای آخرصفردرمسجدخاتم الانبیاء (چهاربرادران)،فعالیت خودراشروع کرده ایم و امیدواریم باحضوردرمساجدبه مخاطبانی که معمولا مورد توجه ی احزاب نیستند،پیام اعتدال رابرای توسعه ی کشوربرسانیم وامیدواریم که درهفته ی آینده باانتخاب مکان مناسب وتقریبا دائمی، فعالیت های خودرا به بهانه ی انتخابات ریاست جمهوری آغازنماییم.

نسیم:آقای محمدی، ازوقتی که دراختیارما گذاشتید سپاسگزاریم.

محمدی:من هم ازفعالیت شما وسایرخبرنگاران واصحاب مطبوعات که عموما نقش مهمی درتنویر افکارعمومی دارند،سپاسگزارم.

 

روزنامه نسیم --- 

|+| نوشته شده توسط ک.م+ن.ا در 84/02/11  |
 آ غازیه

به نام نقشبند نامداران

گدای درگه او شهریاران

 

چ در جامعه ای با پیشینه هزاران ساله استبداد،عصبیتهای بجا ونا بجا امکان تعامل افرادوگروهها را شدیدا محدود میکندوفرهنگ گفتگو با غیر خودیها (وحتی خودیها)بدون تنش وعصبانیت تقریبا نا ممکن می شود.

در چنین شرایطی وبلاگ به عنوان رسانه ای که امکان ارتباط غیر حضوری را به راحتی فراهم می کند ،نقش مفیدی در تعامل افراد وگروههای اجتماعی ایفا خواهد کرد.

این وسیله  با ایجاد فضای زمانی،در صورت برنامه ریزی درست،امکان تغییر الگوهای تثبیت شده به الگوهای تعدیل شده مبتنی بر ترویج "فرهنگ گفتگو  با غیر خودی" را به مرور فراهم می کند.

اینجانب در جهت بیان دید گاههای خود وهمچنین تصحیح آن،که حاصل تجارب و مطالعاتم است ،علاقه مند به تعامل با هم میهنان وخصوصا همشهریان عزیز هستم .بدین منظور وبلاگ شخصی ام را در تاریخ سوم شهریور ۱۳۸۶ مصادف با ولادت حضرت علی اکبر(ع)و اخراج رضا خان از کشور ایجاد کردم.

+ نوشته شده در  86/06/03ساعت 13:3  توسط ک.م + ن.ا  |  نظر بدهید

|+| نوشته شده توسط ک.م+ن.ا در 81/08/09  |
 
 
بالا